p13~last~

کوک:(گریههههههههه)
شوگا:اروم باش...بیا بغلم امروز با داداش کوچولوم میخوابم تا اروم باشه ...نگران‌نباش رابطتون با کالون درست میشه
کوک:امیدوارم...
(شب هیچی دیگه شبه میخوابن)
صبح:
کالون:
بلند شدم دیدم هوپی نیستش حتما رفته بیرون رفتم فروشگاه و وسایلایی خریدم تو راه دستام‌خیلی سنگین بود ...از یک طرفم استرس داشتم چون امروز میفهمیدم که رد شدم یا...پیروز
همینجوری داشتم‌میرفتم‌که کسی از دستام کیسه هارو برداشت وقتی نگاش کردم دوباره...دوباره قلبم به تپش اوفتاد
کوک:ضرر داره یه لیدی اینقدر سنگین بلند کنه
کالون:به تو مربوط نیس..ول کن
کوک:راهمون یکیه
ک:ایش
ک:
رفتیم داخل و منم زود رفتم‌حاظر شدم و بعد دوساعت اومدم بیرون مثل هنیشه منتظرم بودن
ته: چه عجب
جین:داشتم‌کرفس میشدم
شوگا:بسه دیگه ...همتون با ماشینای هم‌برین منم با کالون‌میام
ک:من خودم می...
شوگا:باهم میریم
ک:باشه
ک:
با شوگا داخل ماشین شدیم‌
شوگا:کالون من با کوک حرف زدم دیدم که پی دی نیم تهدیدش کرده که(میدونین دیگه)
ک:و واقعا؟
شوگا:هوم
ک:پس...اوففف خیلی بد گردم باهاش باید معذرت خواهی کنم
شوگا:دقیقا ...افرین(میرسن و داحل استدیو میشن)
مجری:داره شروع میشه ۱...۲‌..۳
مجری:سلام‌میکنم به تاماشاگران عزیز امروز با گروه بی تی گی همراهیم
و اون سولاتی که همه از اونا دارن رو قراره اینجا جواب بدن
اول سلام میدم به همه شماها خیلی خوش اومدین
اعضا:همچنین
مجری:میخوام شروع کنم....کیم سوک جین میگن قراره البوم جدید بیاد راسته؟
جین:یسسسس قراره یه اهنگ جدید درباره ارمیا بخونم
مجری:امیدوارم هرچه زودتر برسه (و از همه یه چیزی میپرسه که تو اخر)
مجری:و سوالی که همه میخوان جوابش رو بدونن ایا جونگ کوک و کالون قرار میزارن
کوک:.... ن..
کالون:اره...ما قرار میزاریم
همه:هورااااا میدونستیممممم
کوک:(شوکه شدنننننننن)
کالون:(لبخند)
مجری:واو....چقدر همدیگه رو دوست دارین
کالون:تمام قلبم مال اونه
کوک:خب منم جوری دوست دارم که میتونم بگم....من اقیانوسم اون صدفمه من خاکم‌اون گله منه...خیلی دوسش دارم پس میشه ملکه زندگیم بشه؟
همه:(شوکهههههه)
کالون:ها؟....بله بلهههههه
همه:جیغغغغ دادددد هورااااااا
کالون و کوک:(بوسهههههههه)
پرش زمانی به ۶ سال بعد:
یورا:ماما یا برام گیم‌میزنی یا این گلدون رو میشکنم
ک:بشکن ببین چی میشه
یورا:میشکنماااا
کوک:چه بشکن بشکنه زیرا...بشکن بشکنه بشکن(اهنگه هستا اون😐)
خانوادگی:هر هر(خندههههه)
ایزی ایزی تامام تامام
اینم تامامام شد
و بل بگین چیشددد
داستانمون به اتمام رسید ولی کلاغمون
کلاغ:ادامه بده داشتی میگفت(نگاه های معنی دار)
ادمین:کلاغمون به خونش رسید (منتظر نظرام)
دیدگاه ها (۵۹)

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

#میکاپ_آرتیست_من

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

* جیمین: جونگ‌کوک امروز می‌خواست بهتون نشون بده که چطور هر ر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

چندپارتی

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۱ویو کایلا:+جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط