{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
دست بردار از این
حال و هـواے سنگی
تو دارے با هـمہ عالم
یہ نفس میجنگی
تو دارے خط میزنی
هـر ڪے وفا ڪردہ باهـات
مگہ چے خوندے از این قصهـ
ڪہ میبندے چشات
چرا یڪ عالم و آدم
بہ نگات افتادن
تو آخہ چے بخشیدی
ڪہ این هـمہ وا دادن
تو چیڪار ڪردے غزل
ڪہ انتخابت مرگهـ
واسہ هـر ڪس بہ تو دل بست
جوابت سنگهـ...؟!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۶)

رقیه بنت الحسین

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

خنده ی ممنوعه.

سناریو تایجو

شب التیام.

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

نشان سوخته.

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆⁴سه شنبه بود‌.کارات رو تموم کردی و آماده رفتن به خونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط