{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" پرواز قوها "

" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۷۸

ویو راوی
نورا که نفهمیده بود تهیونگ کی ناخناش رو دیده بود با چشمای گرد شده گفت

+ از کجا فهمیدی ؟ ........من که هنوز بهت چیزی نگفتم

تهیونگ تک خنده ای کرد و گفت

_ خانومم .......من تو رو از خودمم بیشتر میشناسم ...............میخوای نفهمم یه تغیيری کردی

نورا خندید و به میز شام اشاره کرده و گفت

+نمیخواییم شام بخوریم ؟

با حرفی که زد هر دو پشت میز شام نشستند و شروع کردن به خوردن غذا که تهیونگ گفت

_ رفته بودی اون آرایشگاهی که بهت گفته بودم ؟

+اره .....وای تهیونگ ندیدی وقتی کارت رو نشون دادم چنان با احترام راهنماییم کردن که با خودم گفتم خداکنه وقتی کارم تموم شد پول زیادی نخواد ................

نورا با ذوق داشت خاطره امروزشو تعریف میکرد و تهیونگ غرق نگاه کردن نورا شده بود که نورا گفت

+بعد هیچی دیگه به آلبوم گنده گذاشت جلوم گفت انتخاب کن منم که از بین اون همه رنگ ............

نورا که متوجه شد تهیونگ خیره شده بهش ، گفت

+تهیونگ ؟ ........تهیونگگ ؟

با تکون دادن دستاش تهیونگ به خودش اومد و گفت

_ چیشده ؟

+کجایی ؟ به چی فکر میکنی اینقدر رفتی تو فکر ؟

تهیونگ لبخند محوی زد و گفت

_ نورا .......وقتی نگات میکنم دیگه زمان از دستم خارج میشه

نورا خندید که تهیونگ گفت

_ داشتی میگفتی از بین اون همه رنگ رنگی که بهت گفته بودم رو انتخاب کردی ؟

+ اره دیگه گفتم من که نمیدونم چه رنگی بهم میاد ، رنگی که تو گفتی رو انتخاب کردم بعد اینقدر با دقت شروع کرد به............ببینم تو که حواست به حرفام نبود چطوری فهمیدی چی میگفتم ؟

_ من همیشه حرفای تو رو می‌شنوم هر جا که باشم

نورا تظاهر کرد به اخم کردن و با انگشت اشاره به پیشونی تهیونگ زد و گفت

+ امروز خیلی داری حرفای رمانتیک میزنی های کیم تهیونگ

تهیونگ از این رفتار نورا خنده اش گرفت و گفت

_ من فقط برای شما حرفای رمانتیک میزنم

نورا سعی میکرد تا خنده اش معلوم نشه و گفت

+ باشه بسه بسه قانع شدم

و بعد هر دو دوباره به خوردن غذا مشغول شدن

چند دقیقه بعد شامشون تموم شد و به کمک هم میز شام رو تمیز کردن که نورا گفت

+فردا سال نوعه .........برو حموم فردا وقت نمیکنیم

_ چشم خانومم

نورا خندید و تهیونگ به سمت حموم رفت و چند دقیقه گذشت که صدای باز شدن دوش آب نشون از حموم کردن تهیونگ بود

نورا که ظرف ها رو بعد از شستن سر جاشون گذاشت به سمت اتاق رفت تا لباسشو عوض کنه

+هعی خدا کمرم بدجور گرفت

بعد از اینکه لباسشو عوض کرد به سمت تخت رفت تا چند دقیقه استراحت کنه ولی همینکه روی تخت نشست.........................
دیدگاه ها (۰)

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۹ویو راوی نور...

پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۰* پرش زمانی به فر...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۷ویو راوی نورا ب...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۶ویو راوی نورا ب...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۳ویو راوی تهیونگ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۶ نورا سرشو بلند...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۲ویو راوی تهیونگ...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۳ ویو راوی بلافاصله...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۸ویو راوی تهیونگ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۱ویو راوی نورا ب...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۱ویو راوی تهیونگ خ...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۳ویو راوی تهیونگ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط