پارت ۲ کیوت چه ی من
پارت ۲ کیوت چه ی من
بریم پیش پسرا
از زبان نامجون
داشتیم با اعضا شام میخوردیم که گوشیم زنگ خورد منیجر بود
جی هوون . نامجون کیه
نامجون . منیجره من جواب بدم میام
اعضا . باشه
نامجون اومد
نامجون . بچه ها قراره ی آلبوم با بلک پینک درست کنیم
تا زمانی که آلبومو بدیم بیرون با بلک پینک باید تو ی خونه بمونیم الآنم پاشید برید وسایلامونو جمع کنید فردا برای صبحانه باید بریم
اعضا . باشه
پرش زمانی به صبح روز بعد پیش دخترا
ساعت ۶
جیسو . دخترا بلند شید ساعت هفت باید اونجا باشیم
دخترا . باشه باشه جیسو بیدار شدیم (خوابآلود)
همه دخترا دوش گرفتن و لباس پوشیدن جنی ، جیسو ، رزی ، لیسا سوار ماشین شدن و لیا هم سوار موتورش و زدن بیرون
بریم پیش پسرا
جین . پسرا بلند شید (عربده )
جیمین . هیونگ تازه ساعت ۶
نامجون ساعت هفت بای د اونجا باشیم نیم ساعت راه هست پاشید
اعضا . باشه
همه أماده شدم زدن بیرون
( خونه که رفتن ۱۲ تا اتاق داشت )
هم زمان رسیدن اونجا دست دادن
لیسا . بچه ها لیا کو
جنی . پشت سرمون بود که
لیا . من اومدم رفته بودم یا کم خوراکی بگیرم
جیسو یه کم گرفتی خیلی کمه دوباره برو بگیر مغازه رو خریدی
لیا اومد تا سلام کنه
اول نامجون بعد جین، جی هوپ ، جیمین (چون با جیمین صمیمی بود بغلش کرد )
جونگ کوک ، تهیونگ
لیا . تو اینجا چیکار میکنی
تهیونگ . خودت اینجا چیکار میکنی
نامجون . یک دقیقه وایسین شما همو میشناسیم
لیا . آر
تهیونگ . آره لیا خواهر منه
لیسا . وات
لیا . آره تهیونگ برادر منه
جونگ کوک . خیل خوب حالا برای تو بعداً در مورد این موضوع حرف میزنیم
رزی . راست میگه بریم صبحونه هم هیچی نخوردیم
لیا . بچه ها من شب یکی از دوستام میاد
لیسا . دختر یا پسر
لیا دختر
تهیونگ منم شب یکی از دوستام میاد
پرش به شب (بچه ها لیا یک دوست پسر داره اسمش سوهو هست لیا رو فقط بخاطر پول میخواد تهیونگم ی دوست دختر داره که اونم فقط دنبال پوله اسمش بوراک حالا سوهو و بورام دارن به لیا و تهیونگ خییانت میکنم بورام دوست لیا و سوهو دوست تهیونگ امشب قراره بیا پیشتون )
پرش به شب
بورام و سوهو همو دم در خونه میبینن دست همو میگیرن زنگ درو میزنن میرم داخل همه داخل پذیرایی بودن وقتی اون دوتا دست تو دست هم اومدن تو
تهیونگ ، لیا . شوک بهشون وارد شد
دخترا از سوهو با خبر بودن و پرا هم از جریان بورام همه بهشون شوک وارد شد لیا سردردشدیدی اومد. سراقش دخترا که از این بیماری لیا با خبر بودن سری رفتن سمتش تا آرومش کنم لیا بلند شد یرسیلی محکم به سوهو زد که سوهو افتاد زمین از لبش پاره شد تهیونگ بلند شدوبه بورام یک سیلی زد که بورام افتاد
تهیونگ . پس توهم مثل بقیه دونبال پولم بودی
لیا . رفت روی شکم سوهو نشست چند تا مشت زد که صورت سوهو پر از خون شد
جین ، جیسو سوهو و بورام و بیرون کردن رفتن داخل تهیونگ آروم شده بود
ولی لیا نابود شد همه ی دوست پسرش همین بلا رو سرش آوردن
لیا که تا اون موقع وایساده بود افتاد رو دوتا زانوش
همه دویدن سمتش لیا میزد تو سرش و می گفت
لیا . دوباره اعتماد کردن ، گفتم این با بقیه فرق داره اعتماد کردم نتیجشو گرفتم میزد تو سر خودش
همه میخواستم آرومش کنم ولی نمیشد بعد پنج دقیقه بلند شدو از خونه زد بیرون
لیسا . حتماً رفته موتور سواری باید بریم دنبالش زود باشید
همه رفتن دنبالش
بریم پیش پسرا
از زبان نامجون
داشتیم با اعضا شام میخوردیم که گوشیم زنگ خورد منیجر بود
جی هوون . نامجون کیه
نامجون . منیجره من جواب بدم میام
اعضا . باشه
نامجون اومد
نامجون . بچه ها قراره ی آلبوم با بلک پینک درست کنیم
تا زمانی که آلبومو بدیم بیرون با بلک پینک باید تو ی خونه بمونیم الآنم پاشید برید وسایلامونو جمع کنید فردا برای صبحانه باید بریم
اعضا . باشه
پرش زمانی به صبح روز بعد پیش دخترا
ساعت ۶
جیسو . دخترا بلند شید ساعت هفت باید اونجا باشیم
دخترا . باشه باشه جیسو بیدار شدیم (خوابآلود)
همه دخترا دوش گرفتن و لباس پوشیدن جنی ، جیسو ، رزی ، لیسا سوار ماشین شدن و لیا هم سوار موتورش و زدن بیرون
بریم پیش پسرا
جین . پسرا بلند شید (عربده )
جیمین . هیونگ تازه ساعت ۶
نامجون ساعت هفت بای د اونجا باشیم نیم ساعت راه هست پاشید
اعضا . باشه
همه أماده شدم زدن بیرون
( خونه که رفتن ۱۲ تا اتاق داشت )
هم زمان رسیدن اونجا دست دادن
لیسا . بچه ها لیا کو
جنی . پشت سرمون بود که
لیا . من اومدم رفته بودم یا کم خوراکی بگیرم
جیسو یه کم گرفتی خیلی کمه دوباره برو بگیر مغازه رو خریدی
لیا اومد تا سلام کنه
اول نامجون بعد جین، جی هوپ ، جیمین (چون با جیمین صمیمی بود بغلش کرد )
جونگ کوک ، تهیونگ
لیا . تو اینجا چیکار میکنی
تهیونگ . خودت اینجا چیکار میکنی
نامجون . یک دقیقه وایسین شما همو میشناسیم
لیا . آر
تهیونگ . آره لیا خواهر منه
لیسا . وات
لیا . آره تهیونگ برادر منه
جونگ کوک . خیل خوب حالا برای تو بعداً در مورد این موضوع حرف میزنیم
رزی . راست میگه بریم صبحونه هم هیچی نخوردیم
لیا . بچه ها من شب یکی از دوستام میاد
لیسا . دختر یا پسر
لیا دختر
تهیونگ منم شب یکی از دوستام میاد
پرش به شب (بچه ها لیا یک دوست پسر داره اسمش سوهو هست لیا رو فقط بخاطر پول میخواد تهیونگم ی دوست دختر داره که اونم فقط دنبال پوله اسمش بوراک حالا سوهو و بورام دارن به لیا و تهیونگ خییانت میکنم بورام دوست لیا و سوهو دوست تهیونگ امشب قراره بیا پیشتون )
پرش به شب
بورام و سوهو همو دم در خونه میبینن دست همو میگیرن زنگ درو میزنن میرم داخل همه داخل پذیرایی بودن وقتی اون دوتا دست تو دست هم اومدن تو
تهیونگ ، لیا . شوک بهشون وارد شد
دخترا از سوهو با خبر بودن و پرا هم از جریان بورام همه بهشون شوک وارد شد لیا سردردشدیدی اومد. سراقش دخترا که از این بیماری لیا با خبر بودن سری رفتن سمتش تا آرومش کنم لیا بلند شد یرسیلی محکم به سوهو زد که سوهو افتاد زمین از لبش پاره شد تهیونگ بلند شدوبه بورام یک سیلی زد که بورام افتاد
تهیونگ . پس توهم مثل بقیه دونبال پولم بودی
لیا . رفت روی شکم سوهو نشست چند تا مشت زد که صورت سوهو پر از خون شد
جین ، جیسو سوهو و بورام و بیرون کردن رفتن داخل تهیونگ آروم شده بود
ولی لیا نابود شد همه ی دوست پسرش همین بلا رو سرش آوردن
لیا که تا اون موقع وایساده بود افتاد رو دوتا زانوش
همه دویدن سمتش لیا میزد تو سرش و می گفت
لیا . دوباره اعتماد کردن ، گفتم این با بقیه فرق داره اعتماد کردم نتیجشو گرفتم میزد تو سر خودش
همه میخواستم آرومش کنم ولی نمیشد بعد پنج دقیقه بلند شدو از خونه زد بیرون
لیسا . حتماً رفته موتور سواری باید بریم دنبالش زود باشید
همه رفتن دنبالش
- ۴.۹k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط