شوگر ددی منp30
شوگر ددی منp30
جونگ کوک ویو
بعد اینکه گفت نه انگار یکی با تبر منو زد،
یعنی میخواد نازشو بکشم؟
آخه چرا این دخترا اینقد اوین! چرا باید با قربون صدقه رفتن راضیشون کنیم به کار برامون بکنن
اوفففففففف فففففففففف باز خوبه قراره براش جبران کنم اگه نمی کردم چی میشد
ولی
من کسی نیستم که بابت هر چیزی که میخوام از دیگران خواهش کنم حتی جلویه کسی که امکانش بود بخاطر اینکه ازش خواهش نکردم بکشتم
ولی فک کنم مجبورم
پس بریم تو کارش جئون. تو از پسش بر میای
مگه چقد سخته؟
فقط داری میگی لطفا دوباره بهش فکر کن با هر چی دیگه....
(مکث)
نههههههههههههههههه لامصب نمیشه نمیتونم من نمیتونم خواهش کنمممممممممم
(مکث)
نه از پسش بر میام
بیخیال جئون تگ میتونی بازم مثل قبل فقط انجامش بده شاید موفق شد
حال:
جونگ کوک :ات...
ات:بله
جونگ کوک :ات، میشه
ات:میشه چی؟
جونگ کوک :ات، میشه، بیای (اخرشو با داد گفت)
ات:یس (هیجان زده و سریع گفت)
راوی :جونگ کوک بعد از بس گفته ات متعجب به نگاه میکرد و وقتی ات متوجه شد چی شده؟
ات:اوم خب منظورم بله بود. بله جناب جئون این افتخار و بهتون میدم
جونگ کوک :اوم خب این افتخارم میدید
ات:ها؟ خب باشه.
راوی :جونگ کوک دستشو برد جلو تا دست ات رو بگیره وات بعد از گذشت چند ثانیه دستش رو تو دست جونگ کوک گذاشت و همراهه هم دیگه رفتن پیشه بقیه.
تازگیا کم حمایت می کنید 🥺😥
من گناه دارم خو 🥺😭🥲
حمایت یادتون نره 🫂💙🫂
جونگ کوک ویو
بعد اینکه گفت نه انگار یکی با تبر منو زد،
یعنی میخواد نازشو بکشم؟
آخه چرا این دخترا اینقد اوین! چرا باید با قربون صدقه رفتن راضیشون کنیم به کار برامون بکنن
اوفففففففف فففففففففف باز خوبه قراره براش جبران کنم اگه نمی کردم چی میشد
ولی
من کسی نیستم که بابت هر چیزی که میخوام از دیگران خواهش کنم حتی جلویه کسی که امکانش بود بخاطر اینکه ازش خواهش نکردم بکشتم
ولی فک کنم مجبورم
پس بریم تو کارش جئون. تو از پسش بر میای
مگه چقد سخته؟
فقط داری میگی لطفا دوباره بهش فکر کن با هر چی دیگه....
(مکث)
نههههههههههههههههه لامصب نمیشه نمیتونم من نمیتونم خواهش کنمممممممممم
(مکث)
نه از پسش بر میام
بیخیال جئون تگ میتونی بازم مثل قبل فقط انجامش بده شاید موفق شد
حال:
جونگ کوک :ات...
ات:بله
جونگ کوک :ات، میشه
ات:میشه چی؟
جونگ کوک :ات، میشه، بیای (اخرشو با داد گفت)
ات:یس (هیجان زده و سریع گفت)
راوی :جونگ کوک بعد از بس گفته ات متعجب به نگاه میکرد و وقتی ات متوجه شد چی شده؟
ات:اوم خب منظورم بله بود. بله جناب جئون این افتخار و بهتون میدم
جونگ کوک :اوم خب این افتخارم میدید
ات:ها؟ خب باشه.
راوی :جونگ کوک دستشو برد جلو تا دست ات رو بگیره وات بعد از گذشت چند ثانیه دستش رو تو دست جونگ کوک گذاشت و همراهه هم دیگه رفتن پیشه بقیه.
تازگیا کم حمایت می کنید 🥺😥
من گناه دارم خو 🥺😭🥲
حمایت یادتون نره 🫂💙🫂
- ۱۲.۲k
- ۱۸ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط