شهر بوی مرگ گرفته

بروید بغلش کنید، شانه‌هاش را محکم بگیرید، زل بزنید به چشم‌هاش و تک تک جزئیات صورتش را با دقت و لذت برانداز کنید، بروید هرچه نگفتید بگویید، بگویید چقدر دوستش دارید، بگویید چقدر خنده‌های قشنگی دارد، چشم‌های قشنگی دارد، و چقدر قشنگ به آدم نگاه می‌کند.
بروید دست‌هاش را بگیرید میان دست‌هاتان و با او حرف بزنید، قربان صدقه‌اش بروید، چشم‌هاتان را ببندید، صداش را بشنوید و پرواز کنید و به ابرها برسید.
بروید و ببوسیدش، ببوئیدش، و انگار که برای آخرین‌بار؛ نفس بکشیدش.
شهر بوی #مرگ گرفته، همین الان بروید و بگویید دوستش دارید.

و از خودتان بپرسید:
آیا به‌قدر کافی خوشبخت بوده‌ام؟ یاد گرفته‌ام؟ دوست ‌داشته‌ام؟ دلخوش بوده‌ام؟ سفر رفته‌ام؟ لذت برده‌ام؟ احساس کرده‌ام؟
از خودتان بپرسید آیا در این فرصتی که داشتم، به قدر کافی زیسته‌ام؟

#نرگس_صرافیان_طوفان
#کرونا
#شیفت_نوشت
دیدگاه ها (۶)

۱. استراحت فیزیکی (Physical Rest) * بدن‌تان را کشش دهید. * ا...

تک پارتی از جیکغروب بود و پارک تقریباً خلوت شده بود. تو و جی...

آخرین کودتا.بنزین بر آتش جنگ وجودی!!نمی‌دانم چطور و با چه زب...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

𐙚 پارت ⁴ | ویو نامرامعلم عینکش رو کمی بالاتر داد و به سمت تخ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۱چرخی توی خونه زد ...

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۱ ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«گفتم، لعنتی در بزن!»صد...

بروید بغلش کنید.شانه هایش را محکم بگیرید.زل بزنید به چشم های...

هر صبحدوست داشتن هایتان را بروزرسانی کنید.با یک پیام ساده،با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط