مدتهاست خودم را آماده ی دیدارت کرده ام تا همین یک ساعتی ک

مدتهاست خودم را آماده ی دیدارت کرده ام تا همین یک ساعتی که رو به رویم می نشینی در ذهنت بمانم. و بمانی پای قولی که داده ای تا انتهای این عاشقانه تنهایم نگذاری. هر بار نزدیک می شوم به این لحظه، واژه هایم معطر می شوند و اشتیاق دیدارت هیچ وقت برایم تکراری نمی شود. همیشه برای دیدارت لحظه شماری می کنم. انگار اولین قرار دیدار ماست ! همان اولین شبی که این سوی میز نشسته بودم و تو محو تماشای این گلها بودی . امشب هم وقتی آمدم ، وقتی نگاهت کردم ، حتی اگر صدایم لرزید به رویم نیاور و با همان مهربانی همیشگی ات جواب سلامم را بده...
دیدگاه ها (۱)

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۳اسلاید ۲ رو ببینین و تصور کنین.ج...

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

میبخشی پارت ۴

زیبای، مهربانم، از دیار عشق برایت می نویسم، دیاری که عاشقانه...

این پاریس لعنتی درست شبیه زندگی می مونه، شبیه عشق، یا شبیه ی...

💔ای همدم لحظه های تنهایی ام ، این اشک فراق توست که پهنای صور...

اتفاق می افتد . می گوید من دوستت دارم ، همین که هستی را میخو...

هی دستهایت را حلقه می‌کنی دور خیال تنش ، سفت می‌فشاری تن نرم...

هی دستهایت را حلقه می‌کنی دور خیال تنش ، سفت می‌فشاری تن نرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط