{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوای توی گل فروشی؛ خاروندن ردکش جوراب؛ دیرمیرسی سرکار و ر

هوای توی گل فروشی؛ خاروندن ردکش جوراب؛ دیرمیرسی سرکار و رییس هنوز نیومده؛ خنکی اون طرف بالش؛ اسم عطر تو بپرسن؛ لیسیدن انگشتهای پفکی؛ وقتی نوزادی انگشتتو محکم بگیره؛ بوی تن نوزاد؛ وقتی خوابی یکی پتو بندازه روت؛ مغز کاهو؛
حرف زدن بچه باخودش وقتی داره تنهایی بازی میکنه؛ اخر سفر بشینی همه عکس‌هایی رو که گرفتی نگاه کنی؛ وقتی کسی بهت میگه صدای خندت رو دوست داره؛ وقتی خندت می‌گیره و خندتو نگه می‌داری؛ بچه‌ها بازیشونو نگه دارن تا از کوچه رد بشی با پای برهنه روی شن‌های خیس ساحل قدم می‌زنی
بوی چمن خیس...
زندگی رو ساده بگیرین و از این همه لذت‌های کوچک زندگی خوشبختی رو احساس کنید.
دیدگاه ها (۷)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p32فلیکس : نه. فقط دارم ...

معرفی شخصیت های رمان 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚کیم تهیونگ | ۲۳ سالهوارث خاندان کی...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

پارت پنجم حرف‌های تهیونگ مثل آب رو آتش بود، ا...

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

اوسی دیمن اسلیر

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

گرگ و بره کوچکپارت ۳اتاقِ خوابِ تهیونگ مثلِ خودش بود؛ سرد، م...

قلبش داشت مثل ریتم‌های سنگینِ تراک‌های جدیدش می‌کوبید. توی ذ...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط