فیک ته ته فصل ① پارت ¹² ♡نفرت تا عشق♡

ته ته: حرکت کردم سمت بار هنوز تو فکر لباش بودم خیلی هم خوشگله♡
...................................................
لیزلی: حرکت کردم سمت بار... رسیدم در بار رو که باز کردم
وای خدا چه بوی الکلی میاد اه اه
ته ته: رسیدم که دیدم لیزلی داره میره تو بدو بدو خودمو رسوندم بهش گفتم: وایسا ببین چندمین بارته میای بار
لیزلی: واقعا خر بودن از سر روت میباره دومین بار اولین بار با دوستم اومده بودم که توی مزاحم اومدی
ته ته: با عشقت اومده بودی!؟
لیزلی: برو بابا اسکول چی میگیییی
ته ته: اها ببخشید خب واسه چی انقدر باهاش صمیمی بود
لیزلی: ببخشید من باید به تو جواب پس بدم
ته ته: خب حداقل بگو دوست پسرت نیست
لیزلی: نیستتتت گمشو الان یکی میبینههه
ته ته: چشمممم
رفتم توی بار عه سوهو رو دیدم و نشستم پیشش
لیزلی: رفتم پیش جوکیونگ نشستم
ته ته: خب سلام پسر چطوری
سوهو: خبم تو چطوری
ته ته: خبم خب کی سفارش میدید
جوکیونگ: الان سفارش میدیدم فقط بچها بی جنبه بازی در نیارید بخورید که مست شید
لیزلی: من بهتون قول نمیدم
سوهو: چرا دوست نداری ویسکی اگه شراب میخوری شراب سفارش بدیم
لیزلی: نه همینجوری کلا نمیخورم
سوهو: باش ولی گفتم شاید باهم مست شیم
لیزلی:._. چیی نه ممنون
ته ته: خیلی خب بچها من میرم دستشویی یه تیکه نگاهی به لیزلی انداختم که یعنی توم بیا
لیزلی: امم بچها منم برم دستشویی الان میام
سوهو و جوکیونگ: باش مام تا اون موقع سفارش میدیم
لیزلی: نزدیک دستشویی که شدم یهو تیهونگ دستمو کشید سمت خودش
لیزلی: اخخ دستم چیکار میکنی
ته ته: ببخشید ببین لیزلی هرچی گفتن اصلا نمیخوری فهمیدی
لیزلی: باش بابا توم شدی کسی واسه من تصمیم بگیری😒
ته ته: من غلط بکنم ببین واسه این میگم که شاید چیزی توی ویسکی نباشه
لیزلی: مثلا چی
ته ته: قرص
لیزلی: وا مگه با یه قرص ادم میمیره
ته ته: عشقم منظورم قرص تحریکه
لیزلی: چهههههههه گمشووو بابا.. سری دررفتم
سلام بچها من اومدم
سوهو و جوکیونگ: باش بشین خوش اومدی
ته ته: سلام بچها من اومدم
سوهو: خب بشین ما سفارش دادیم ویسکی
ته ته: اها خانم لیزلی شما نمیخورید
لیزلی: نهه خیلیی ممنوننن
................ پارت های بعدی......
⓪①لایک💜
⓪③کامنت✨
⑤فالو🐾
میدونم شرط ها زیاده ولی خب برای بازدیدپیجه❤
دیدگاه ها (۳۵)

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁴ویو ته‌وون_________امشب...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

پارت هفت کوک: اون وقت چرا( عصبانی)یوری: چون باعث دردسر میشه ...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

چند پارتی

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

خب.....پارت : ۱۴ ا.ت و جیمین اومدن داخل و دیدن که سوهو و تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط