part 2 وقتی مجبور به بوسیدنش میشی

part 2 وقتی مجبور به بوسیدنش میشی
part 2
استاد من نمیخوام کسی کنارم بشینه
استاد: مگه به خواسته های توعه، رو به من گفت: برو بشین دخترم
رفتم کنارش نشستم که محکم کیفشو از رو صندلی خالی کشید کنار تا بشینم
استاد داشت تدریس میکرد و تمام حواسمو داده بودم به درس که هوسوک گفت: هی دختر
+بله
_برای منم جزوه بنویسی
+چرا باید بنوسم
_چون من میخوام
+دیگه چی، خودت بنویس
_دارم برات آسون میگیرم بهتر قبول کنی
+برو بابا
روم کردم اونور به استاد نگاه کردم که زنگ خورد وسایلمو داشتم جمع میکردم تا برم، همه بچه ها از کلاس رفته بودن بیرون، منم تمام وسایلم دیگه جمع کرده بودم ولی تا خواستم برم چندتا پسر اومدند از دستام گرفتم
+چیکار دارید میکنید ولم کنیید
یهو هوسوک اومد و کیفمو برداشت
_که برای من جزوه نمی نویسی اره؟
+چیکار داری میکنی
زیپ کیفمو باز کرد و تمام وسایلمو اوارد بیرون تا به جزوه امروز رسید جزومو برداشت و گفت: این دیگه مال منه
و بعد کیفمو پرت کرد جولو پامو با اون پسرا رفتند با زانو هام افتادم زمین و شروع به گریه کردن کردم چرا باید روز اول این اتفاق میوفتاد وسایلمو برداشتم و از رو زمین بلند شدم اشکامو پاک کردم که دیدم بچه ها دارند وارد کلاس میشن.....
دیدگاه ها (۶)

وقتی هم دانشگاهی بودید و ..Part: ³وای نه ایکاش بر می‌گشتم به...

سه روز بعد قهر واقعی💔سه روز گذشته بود تو باهاش حرف میزدی،اما...

My Boy❄

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟸[View مری]همین که حرف جین رو شنیدم، یکم تعجب کردم.یعنی ...

انتقام یا عشق

«پشت نیمکت اخر»پارت ۴زنگ آخر خورد و همه از کلاس بیرون رفتن.ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط