{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابای مردم صبحا با یه لیوان آب پرتقال میان بالا تختشون ،

بابای مردم صبحا با یه لیوان آب پرتقال میان بالا تختشون ، با عزیزم ، عزیزم بچشون رو صدا میکنن .....
حالا درسته من یکم فقط یکم هاا خوابم سنگینه ،
اما این دلیل میشه صبحا که میخواد صدام کنه ،
یخ بندازه تو لباسم؟؟
زندگیه ما داریم؟

#طنز
دیدگاه ها (۱۰)

عشقی حقیقی

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

جدایی

#ارباب‌سنگدل #پارت_26رفتم اشپزخونه نگاهی به اطراف انداختم هی...

دروغی که واقعی شد

My Arirang Part 3

In the Embrace of DarknessPART 5 |ساعت هفت صبح.عمارت در سکوت...

PT/1 ات یه چند وقتی بود که ...

فریاد بی صداپارت ۴۴شروع زنگ زدن ارسلان‌ارسلان:سلامبابای ار:س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط