دیروز رفتیم دریا اولش که دو ساعت منتظر خانم مارپل یاس خان

دیروز رفتیم دریا اولش که دو ساعت منتظر خانم مارپل یاس خانم بودیم ک نتونستیم بمونیم منتظرش و رفتیم دنبالش تا یه جایی ک من از اول تا اخرش تو پیاده رو لیز میخوردم و ماهی هم بهم میخندید میگفت نکن زشته ولی کو گوش شنوا🚶‍♀️
بعدشم که خیلی گرمم شد به ماهی گفتم بیا بریم الکی تو این مغازه بچرخیم خنک شیم بیام و ماهی هم ک از من کله شق تر قبول کرد همینجور میچرخیدیم و چرت و پرت میپرسیدیم 😁
خلاصه که بلاخره یاس بهمون اضاف شد و رفتیم سمت دریا رو صخره ها نشستیم🌊
__________________________________________
یاس:بچه ها بنظرتون کف بینی کسی اینجا بلد نیست
ماهی:بابا ما خودمون کف بینیم 😂
من پاشدم و گفتم اقا کسی اینجا کف بین نیست 🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️(کلا ابرو ریزم) ولی کسی متوجه نشد فک کنم بعد بهشون گفتم بیایین من کف بینی بلدم😁
اول برا یاس گفتم بعدم ماهی و کلی چرت پرت میگفتم بهشون ک گفتن بابا چیز خوب بگو پول بیشتر میدیم 😍🤭
منم شروع کردم به گفتن رویاهامون اینکه همیشه باهمیم اینکه چه دانشگاهی و چه کشوری میریم اینکه قراره چیکاره بشیم اینکه چیجوری میمیریم....... :)
پ ن:بماند که با یاس رفتیم توی یه پاساژ تا ماهی کارشو انجام بده و چقدر باز من تو اون پاساژ سر خوردم و کلی حرف زدیم
_________________________
بهترین رفیق اونیه که وقتی مامانت میدونه باهاشی خیالش راحته!
ولی نمیدونه همه غلطارو باهاش میکنی:))
@yalefsin
@sinmimb
💕💕:💓💓 ساعت
1400/3/3
دیدگاه ها (۳۲)

سم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "26" • • • • • • • • • "ه...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 3همینطور با دقت به حرف ه...

Enemys Embrsce [ part ۳۶ ]

"می‌ترسیدم...ولی الان فقط می‌دونم خوشحالم که همه‌چیو گفتم!"P...

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

#تنفر_تا_عشق #اد_جئون #پارت_40منم بیخیال سمت در رفتم دیدم س...

(قسمت ۲ از دو) یه موقه بود من وبلاگنویس بودم مامورای خونه هم...

سلام سلام به دوستان ویسگونی😁چه سعادتی داشتین که امروز ظهر که...

name: عشق یا نفرت/Love or hatepart: 4اینکه اون پسر رومخسسسسس...

دوس دارم زودتر اخر هفته شه ک بیشتر پیشتون باشمصبا💙 شب از است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط