{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدرسه پر دردسر👑🖤

مدرسه پر دردسر👑🖤

ا/ت: درحالی ک داشتم آبنبات چوبی میخوردم با لباس فرم مدرسه ک من همیشه هودی مشکی روش میپوشیدم موهام ک همیشه بالا میبستم‌و خط چشم گربه ای ک همیشه به چشم داشتم وارد مدرسه شدم

خب من ا/ت هستم دانش آموز گرافیک این مدرسه توی رشته مجسمه سازی خوب کارم رو بلد بودم البته بجز‌اون توی عکاسی و نقاشی هم کارم محشر بود توی مدرسه با هیچ کسی کاری ندارم چون حوصله ندارم درسامم ک گوش نمیدم چون همه عملی هستن و نیاز به نمره اون دارم

رفتم میز آخر کلاس نشستم همیشه بغل پنجره بودم و بیرون رو میدیدم با روحیه وحشی ک دارم ولی طبیعت رو دوس دارم تنها جایی ک منو آروم میکنه همین جاست خب کلاس هر میز بالاتر از یه میز دیگس(مثل فیلم میراکلس) چون میز آخر و بالاترین میز میشستم به همه دید داشتم ی دختره هست خیلی نجسه و لجنه خودش رو به یکی از معروف ترین پسرای اینجا میچسبونه باباش ی قمار خونه خیلییی بزرگ داره و ی بار ک کلی هم اتاق خواب داره پدر من ی مدت با این کار میکرد ولی بعد چند میدت میکشنش یعنی منو جئون جونگ کوک دشمنای قسم خورده هستم ولی نه از نظر اون چون از چیزی خبر نداره ولی من تنها آرزوم کشتن این پسر و پدر هست چند وقت پیش ی اطلاعاتی گرفتم ک مثل اینکه پسره از پدرش جدا زندگی میکنه و توی سال دوازده ماه اینا فقط سیزده ماه همو نمیبینن آب نباتم آخراش بود ک جئون وارد شد و اون آلیس چندش خودش رو چسبوند بهش

آلیس: اوپااااا

با صدای جیغش مغزم سوت کشید همون ته مونده آب نبات رو گرفتم‌و از همون ارتفاع پرت کردم سمتش ک مستقیم خورد توی موهاش

آلیس: اه این چیه اااه جیغغغ

وقتی میزد به موهای باعث میشد بیشتر موهاش نوچ بشه با خنده شیطانی نگاش میکردم ک بدو بدو از کلاس رفت بیرون پوزخند صدا داری زدم ک کل کلاس برگشت سمتم

هااا چتونه آدم ندید

سرم رو عقبی بردم ک به دیوار پشتم برخورد کرد سرد بودنش باعث آرامشم میشد ک یه نفر جفت پا رید توش

آلیس: توی دختره هرزه با چه جرعتی همچین کاری کردی؟؟

یدونه از چشمام رو باز کردم هنوزم کلم به دیوار تکیه داده بودم

آلیس: تو آدم بشو نیستی حرومزاده

اومد سمتم گذاشتم کارش رو یکنه موهام رو گرفت پرتم کرد از اون چنتا پله بلند هایی ک به بالا و پایین کلاس راه داشت اومد سمتم و موهام رو گرفت و پرتم کرد سمت دیوار با پاش زد توی کمرم بلند شدم و نگاش کردم ی بار زد توی گوشم بار دوم ک خواست بزنه دستش رو گرفتم و چرخوندم ک پشتش شد به من و دستش هم رفت پشتش هنوز توی دستم بود هلش دادم سمت جلو خواست برگرده با لگد زدم توی کمرش ک از در پرت شد بیرون و خورد توی نرده بیرون

نچ نچ نچ هووف کار اشتباهی کردی نباید با من در بیفتی این باشه درست تا با من جعل نکنی

پارت اول👑🖤
دیدگاه ها (۴۸)

وقتی داشتم اون موقع برای اولین بار خواهر آیکو آکاری رو طراح...

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت دوم(یک هفته بع...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

چند پارتی بازی ممنوع

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶⁶انگشت...

《جوآهرِ مَن ؛ 》پارت دوم ؛با بی حوصلگی جواب دادم- بلهه+ امشب ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۲ @, دخترم صد بار گفتم نه نه نه × بـــ...ا ششه× ولی من ...

خب بزارید داستانم رو براتون تعریف کنم طولانی نیست ولی : در ت...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط