میدانستـَـــــــــم رویـــــــــــــا بود ...

میدانستـَـــــــــم رویـــــــــــــا بود ...

[مــَــن و تـــــُـــو]

[ بَعـــــــــید بـود آن هَـــــمه خـــــ ـــــوشبختی !!! ]

حَتـــی در تَــــ ـــصـور ِخـــــُـدا هــــــم نبـــــود...

حَق داشتــــ کـــــه بـرآورده نـــــکرد


دُعـاهــ ـــــ ــــ ــای مـــــن گُـــــــناه بـودنـــــد !!!
#Atiiii#@
دیدگاه ها (۳)

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت سوم | «نشانی که نباید دیده می‌شد»زن...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_56فصل بیست‌وپنج...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»مدرسه ای/ازدواج اجباری/عاشقانه🤏🏻انق...

پارت ۴۶ | حقیقتتهیونگ چند دقیقه بعد از اتاق بیرون اومد.لینا ...

LESSON

پارت چهارم: خونِ دو خاندانصدای قدم‌ها پشت سرشان نزدیک‌تر می‌...

پارت پنجم — خاندان مینسوآ هنوز هم با ناباوری به یورا نگاه می...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط