فیک وقتی عاشقت میشه پارت ۱۷

فیک وقتی عاشقت میشه پارت ۱۷

تهیونگ=وقتی وارد شدم دیدم لیا همون لباسی که بهش گفته بودم نپوش رو پوشیده
خیلی ناراحت شدم الان بهش میگم

تهیونگ=لیاااااااا

من=ب بل ه

تهیونگ=این چه لباسی پوشیدی پسرا رو نگاه کن همشون دارن به بدن تو نگاه میکنن

من=واقعا من این لباس رو خیلی دوست دارم ببخشید معذرت میخام لطفا چیزی نگو

تهیونگ=خفه شو

تااومدم چیزی بگم دستم رو گرفت برد سمت اتاقم

من=آخ تهیونگ دستم چیکار میکنی

تهیونگ=زود عوضش کن بدو ( با داد)

من=لطفا نه

تهیونگ=ببینم تو دوست داری پسرا بهت خیره شن هان

من=اره تو چیکار داری دوست دارم به توچه ( دختر پرو از یونا بتری🤣🤣)

تهیونگ=یه کاری میکنم نتونی راه بری
تهیونگ=واسه اینکه بترسه راه دیگی به زهنم نرسید🤣🤣

من=چ ی چی داری میگی

تهیونگ=باشه پس شروع میکنم

من=نه ه صبر کن چیکار داری میکنی چرا داری لباست رو درمیاری

تهیونگ=دوست داری بهم بگی ددی

من=نه لطفا باشه عوضش میکنم

تهیونگ=ولی دیگ خیلی دیر شده نباید باهام لج میکردی

من=ولی تهیونگ من الان تولدم لطفا این کارو نکن 🤣

تهیونگ=باشه پس سری عوض کن وگرنه میدونی چیکارت میکنم

من=باشه برو بیرون

تهیونگ=من رفتم بای

من=وای نگاه کن کم مونده بود خودم رو به فاک بدم اینجام کسی نبود تا ازش کمک بخام خدارو شکر 😬

۲۰ تالایک

۱۰ تا کامنت 😊
دیدگاه ها (۲۰)

🍷🌹...................پارت۹...................🌹🍷~جیمین اسمت ر...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:87بعد از چند ثانیه ازم جدا شد...

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

گل خونی پارت 54@ باشعتهیونگ و جونگکوک رفتن تهیونگ بیرون وایس...

ملکهٔ هفت گناه | پارت ۲ نگاه جونگ‌کوک روی آریا ثابت موند.آری...

سناریو bts(وقتی دستتو میبری ذوق میکنی)«نامجون: وای دستت چیکا...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

بخش دوم part 62تهیونگ« داداشی؟ شاید این سوال یکم شخصی باشه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط