جهادی هست تو این راه

جهادی هست تو این راه
تا وقتی عمادی هست
صبر زینبی مادر #جهاد_مغنیه از زبان فاطمه خانم #خواهر شهید

مادرمن یک زن فوق العاده است ،خبر شهادت بابا که رسید رفت دورکعت نماز خواند ...
همه ی ما را مادرمان آرام کرد ،بدون اینکه حرفی مستقیم به ما بزند ،وقتی دید در مواجهه با پیکر بابا بی تاب شدیم خطاب به جنازه بابا

گفت :
الحمدالله که وقتی #شهید شدی کسی خانواده ات را به اسارت نگرفت و به ما جسارت نمی کند...
همین یک جمله ما را آنقدر خجالت داد که آرام شدیم .
بعد خودش رفت و وقتی مراسم تشیع برگزار میشد ،یک ساعت در قبری که برای بابا آماده کرده بودند ماند و قرآن و زیارت عاشورا خواند .

خبر شهادت جهاد را هم که شنید همین طور ...
دلم سوخت وقتی برادرم جهاد رو دیدم ..
مثل بابا شده بود ...
خون ها رو شسته بودند ولی جای زخم هاو پارگی ها بود ،جای کبودی و خون مردگی ها ...
تصاویر #شهادت بابا و جهاد باهم یکی شده بودن و ی لحظه به نظرم رسید من دیگه نمیتونم تحمل کنم ...
باز مادر غیر مستقیم من و مصطفی رو آروم کرد .
وقتی صورت جهاد رو بوسید

گفت :
ببین دشمن چه بلایی سر جهادم آورده ، البته هنوز به" اربا اربا " نرسیده ...
باز خجالت آرممون کرد ...
#فکر_نو
دیدگاه ها (۲)

#چندخاطره🔸شهادت خانوادگی قشنگتره...روایتی از شهادت زوج شهید ...

#یک_خاطره 🔸ماجرای عجیب شهادت شهیده طیبه واعظی...#متن_خاطره|ب...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹---سالن ساکت شد.همه به...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

چند پارتی جونگ کوک دعوایی که جونگ کوک اومد کت و شلوار مشکیشو...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

قسمت ۶ روزهای اول زندگی مشترک، بیشتر شبیه میدان جنگ بود. جون...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

جهانی میان بیداری و خوابPart 2آملیا بعد از اینکه از تخت بلند...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط