یادمه تو خوابگاه یه هم اتاقی داشتم

یادمه تو خوابگاه یه هم اتاقی داشتم
هر بار با نامزدش دعواش میشد و گریه میکرد
🤣
از حرصش آب بینیشو با عروسکی که اون براش خریده بود پاک میکرد:))😂😂

🧸🧸🧸
😂

#بخندین🙂💜
دیدگاه ها (۱)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

خواستم بگم ۵ روز دیگه سالگرد سولیه

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد... و خودش جلوی پاهام زانو...

"نکنه عاشقش شدم؟"پارت⁴اولین بار بود همچین حسی داشتم و تازه ا...

برده عمارت جئون

#تکپارتیموضوع:(وقتی داره بابا میشه و...)لینو/ا.تماه های آخر ...

THE DARK SHADOWS

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

اجبار به بدبختی پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط