عشق سخت

پارت ۸
ا/ت ویو
تا من و جیمین رو دیدن گوشی ها رو انداختن اونور و درست نشستن
خندم گرفت از این رفتارشون
جین: چیه خنده نداره
ا/ت: ببخشید
خودم جم و جور کردم
ا/ت: سلام به همگی
اعضا: سلام
جیمین: بچه ها ولی این چه کاری هست تا ا/ت رو دیدین پریدین مثل آدم نشستین
جونگ کوک: چی میگی ما فقط کمرمون درد گرفته بود درست نشستیم
جیمین: ها کمرتون درد گرفته بود *خنده
رفتم کنار جیمین روی مبل نشستم
نامجون: خب ا/ت جیمین گفته از وقتی ما رو دیدی همش ازش میخوای دوباره ما رو ببینی
ا/ت: خب معلومه باید بخوام دوباره شما رو ببینم آخه شما ها خیلی خوبین
جی هوپ: ا/ت خودت که خیلی بهتری
ا/ت: ولی هر کار کنم به شما نمیرسم اگه عالی نبودین که این همه آدم براتون نمیمردن
جین: مخصوما من بیشتر آرمی ها برای من میمیرن(جین یخورده از این اعتماد به نفستو به من قرض میدی)
ا/ت: آره خودم هم یکی شون
جیمین ویو
ا/ت با اعضا گرم گرفته بود و میگفت و میخندید این خوشحالم میکرد ولی با جونگ کوک خیلی حرف نمیزد منتظر اون فرصت بودم تا ا/ت و کوک رو باهم دوست کنم ولی هنوز زمانش نرسیده بود

چند ساعت بعد
....

ادامه تو پارت بعد....
دیدگاه ها (۱)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط