{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت خرمن‌های گندم،

پشت خرمن‌های گندم،
لای بازوهای بید
آفتاب زرد، کم‌کم رو نهفت.
بر سر گیسوی گندمزارها
بوسه‌ی بدرود تابستان شکفت.
▫ ️
از تو بود ای چشمه‌ی جوشان تابستان گرم
گر به هر سو،
خوشه‌ها جوشید و خرمن‌ها رسید
از تو بود از گرمی آغوش تو
هرگلی خندید و هر برگی دمید...
▫ ️
این همه شهد و شکر از سینه‌ی پرشور توست
در دل ذرات هستی نور توست
مستی ما از طلایی خوشه‌ی انگور توست...

راستی را، بوسه‌ی تو،
بوسه‌ی بدرود بود؟
بسته شد آغوش تابستان؟
خدایا، زود بود!
دیدگاه ها (۱)

باران ببارهوس کردم کمی دلتنگ او باشم 💝

.باران که می باردآسمان لختی کوچکتر می شودو خورشیدپشت کوههای ...

عطرهای تو در بارانمرا آسوده نمی‌گذارندپسبازآی در این فصل بی‌...

جـهـانـم تـویـے❣ چـنـان دورت بـگـردم که هـیـچکس بـه ایـن زیـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط