{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت خرمن های گندم، لای بازو های بید

پشت خرمن های گندم، لای بازو های بید
آفتاب زرد کم کم رو نهفت .
بر سر گیسوی گندم زار ها
بوسه ی بدرود تابستان شکفت .
از تو بود ای چشمه ی جوشان تابستان گرم
گر به هر سو، خوشه ها جوشید و خرمن ها رسید
از تو بود از گرمی آغوش تو
هر گلی خندید و هر برگی دمید.......
این همه شهد و شکر از سینه ی پر شور توست
در دل ذرات هستی نور توست
مستی ما از طلایی خوشه ی انگور توست.....
راستی را، بوسه ی تو، بوسه ی بدرود بود؟
بسته شد آغوش تابستان؟
خدایا، زود بود!

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۲)

پشت خرمن های گندملای بازوهای بید،آفتاب زرد کم کم رو نهفت،بر ...

پشت خرمن‌ های گندم،لای بازوهای بیدآفتابِ زرد کم کم رو نهفتبر...

پشت خرمن هایِ گندم، لایِ بازوهایِ بیدآفتابِ زرد، کم کم رو نه...

پشت خرمن هایِ گندم، لایِ بازوهایِ بیدآفتاب زرد، کم کم رو نهف...

پشت خرمن‌های گندم،لای بازوهای بیدآفتاب زرد، کم‌کم رو نهفت.بر...

🔸 #بدرودپشت خرمن‌های گندم،لای بازوهای بیدآفتاب زرد، کم‌کم ر...

پشت خرمن های گندم لا به لای بازوان بیدآفتاب گرم ، کم کم فرو ...

🌼🍃پشت خرمن های گندم ،لای بازوهای بید آفتاب زرد کم‌کم رو نهفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط