{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!
زیر لب از آن کینهء دیرینه چه گفتی؟

این دست وفا بود، نه دست طلب ای دوست!
اما تو، به این دست پر از پینه چه گفتی؟

دل، اهل مکدر شدن از حرف کسی نیست
ای آه جگرسوز! به آیینه چه گفتی؟

از بوسهء گلگون تو خون می چکد ای تیر!
جان و جگرم سوخت! به این سینه چه گفتی؟

از رستم پیروز همین بس که بپرسند:
از کشتن سهراب به تهمیینه چه گفت
دیدگاه ها (۴)

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!زیر لب از آن کینهء دیرینه چ...

#شعر_نو يادت نرود با دلم از کينه چه گفتي! زير لب از آن کينهء...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!زیر لب از آن کینه دیرینه چه...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی    !زیر لب از آن کینه دیرین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط