My bloody love پارت ۲۶

میا
صبح شد رفتیم دنبال گیاهای دارویی
میا .اه آخه نیلوفر آبی کجا هستش که ما بخوایم پیدا کنیم دو روزه داریم میگردیم
کوک. بالاخره معجون زندگیه مشخص ب راحتی نمیشه بدستش آورد
جمین. اینجاستت بچه هااا پیداش کردم
دویدیم سمت صدای جیمین که جلوی یه گل درخشان ایستاده بود نزدیکش شد که گل رو بچینه
کوک.وایسا .. حتما یه تله باید داشته نباید ریسک کنیم
میا. بیخیال کاملا مشخصه که هیچ چیز اینجا نیستش
جیمین. راست میگه گل ب این قدرتمندی حتما یه نگهبانی براش هست
کوک‌و جیمین مشغول گشتن برای تله بودن و من با بی حوصلگی. نگاهشون میکردم و سمت گل رفتم و گفتم
میا.اه کندن ی گل چ تله ای میتونه داشته باشه اخه
کوک و جیمین. میااا.. نههه
بی توجه ب حرفشون گل رو کندم
میا . بیا هیچ خطری نداشت
زمین شروع کرد لرزیدن صدای سم اسب ها میومد همان صدایی ک موقع فرار پدرم شنیده بودم
تعداد خیلی زیادی افراد با لباس های جنگی دورمون محاصره کردن
و تیرکمون هاش ب سمت ما گرفتن
میا.اینجا چ خبره
کوک . بهت گفتم دست نزن ب. اون گل
جیمین. الان وقت بحث کردن نیست بچه ها
یه نفر از اسب پیاده شد و با شمشیر سمتمون اومد شنلش رو باز کرد
کای :خب خب خب ببیینید اینجا چی داریم. یه پرنسس خوشگل همراه با دوتا هیولا
کوک خواست بره سمتش ک جلوشو گرفتم
کوک. کافیه یبار دیگه اسم هیولا رو بیاری تا بهت نشون بدم مرگ ترسناک چ شکلیه

کای بلند خندید
کای. اه بهتره پاتو از گلیمت دراز تر نکنی جئون وگرنه میدونی چ کاری ازم بر میاد

جیمین . چی میخوای کای حرفتو بگو و برو
کای. اوه نه نه شما چیزیو برداشتید ک متعلق ب اجداد من بود درسته پرنسس کوچولو

ب گلی ک تو دستم بود نگاه کردم
میا. ببین من نمیدونم تو کی هستی ولی ما ب این نیاز داریم

کای. کسی که دستش ب اون گل بخوره مسموم میشه در تعجبم ک تو چرا هنوز زنده ای .... نکنه واقعا سرنوشتی ک همه میگن واقعیت داره دختری دو رگهه در جنگل های پنهان
کای نزدیک من شد ک کوک و جیمین خواستن بهش حمله کنن ولی سربازا اونارو سریع گرفتن
کوک. کایییی دستت ب یه تار موش بخوره زنده ات نمیزارم عوضی
جیمین. ما هنوز حساب گذشته رو ازت نگرفتیم نزدیکش بشی ماه رو یا خون تو رنگ میکنم

کای نزدیکم شد و دورم میچرخید
کای. بوی متفاوتی داری ... انسان. موجود عجیبی هستی مثل... مثل یک الهه حست میکنم
کمی عقب رفتم و سعی کردم اروم باشم
کای نیشخند زد و خم شد سمتم
کای. یعنی تو قراره ب من کمک کنی پرنسس
میا. چ.. چ..چیکار داری با من
کای. خوبه دختر باهوشی هستی.. ازت یه چیزی میخوام .اون کارو برام انجام بده در عوض ...
میا. در عوض چی ..
کای.(خندید) عشقات زنده میمونن
سربازا با این حرف کای شمشیر گذاشتن زیر گلوی کوک و جیمین. جیغ زدم
میا. نههه نههه کوک . جیمینننن
ولشونن کن عوضییی
کای دستم محکم گرفت و غرید
کای. کاری که ازت میخوام انجام بده تا اونا زنده بمونن وگرنه اول اونا میمیرن و بعد تمام عزیزانت
با چشمای خیس ب کوکمین نگاه کردم
جیمین سرش رو به نشونه منفی تکون داد
کوک . نکن میا گوش بده ب حرفام
کای. انتخاب با توعه پرنسس

چشام بستم اشک از چشام جاری شد و اروم گفتم
میا. با...باشه ..هرکاری بخوای میکنک ..فقط ..ولشون کن
کای نیشخندی زد
کای.شمشیر هارو قلاف کنیدو هر سه تاشون بیارید ب قصر
با زور سربازا سوار اسب شدیم و ب سمت مقصدی ک نمیدونستم رفتیم وقتی رسیدیم
هر سه تامون رو داخل اتاقی حبس کردن
جیمین بغلم کرد اشک از چشام پایین ریخت
کوک عصبی گفت
کوک. تو هیچوقت حرف حالیت نمیشه وقتی بهت گفتم دست نزن ب گل نباید دست میزدی الان هممون تو دردسر افتادیم
میا. من نمیدونستم هیچی چیکار میکردم خب
کوک داد زد . پس باید ب من گوش بدی نه اون عوضی ک مجبورت کنه کارش رو انجام. بدی تو احمق اگه می‌فهمیدی و لجباز نبودی ما الان اینجا نبودیم . از اول هم نباید داستان بچگونه تو رو باور میکردم تا معجون مزخرف درست کنیم
با حرفاش شک شدم و اشک از چشام پایین ریخت


((لایک و کامنت فراموش نشه
وجود حمایت کم شما ولی
پارت جدید آپلود شدد
حداقل تو کامنتا یه استیکر بزارید انرژی بگیرم بتونم ادامشو بنویسم
از وقتی پیجم مسدود شده زیاد حوصله فیک نداشتم ولی واسه بعضیا ارزش قائل شدم و نشستم نوشتمش))
دیدگاه ها (۱۱)

crazy spies | P¹-ایییی..هق..ت-تروخدا ب-بذار بر..-دهنتو ببندو...

چندپارتی

شاگرد لوس من

the first lie

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده امروز سالگرد رل تو و ...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁵ویو میکا_____جیمین دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط