2min p2
لینو به پیام چان نگاه کرد و براش پیام فرستاد
Lk: نمیدونم، اینقدر گیج شدم که دیگه نمیدونم چه کاری درسته
چان ریپلای کرد
Bc: میدونم، برای همین میگم به کمپانی بگو، به هر حال چند روز دیگه قراره راجب کاپلهایی مثل ماها بیانیه صادر کنه و بگه که کی با کیه
لینو از جاش بلند شد
Lk: بچه ها من میرم پیش جی وای پی
سونگمین با استرس بلند شد
Sm: بیخیال هیونگ نمیخوای بری بهش بگی کم کاری میکنم که، نه؟
لینو با دیدن اون قیافه ی کیوت(پاپیمون همیشه کیوته😔🎀)نتونست جلوی خودش رو بگیره و تک خنده ای کرد
Lk: نترس...راجب تو نیست، زود برمیگردم
سونگمین نشست و به رفتن هیونگش نگاه کرد
*یک ساعت بعد*
یک ساعت گذشته بود و لینو هنوز برنگشته بود، همه ی اعضا رفتن و فقط سونگمین توی اتاق تمرین مونده بود
سونگمین پشتش رو به در کرد و سمت کمد ها رفت تا وسایلش رو برداره به محض اینکه صدای در رو شنید برگشت سمت در
Sm: هیونگ فکر کردم رفتی خوابگاه، میخواستم....
جملش با کسی که دید ناتمام موند...باورش نمیشد داره این فرد رو دوباره میبینه، اون فرد اکسش بود...کسی که به سونگمین خیانت کرده بود
Sm: اینجا چیکار میکنی؟
Ex: اومدم عشقمو ببینم
Sm: راه رو عوضی اومدی برو بیرون
Ex:ولی فکر میکنم درست اومدم
اکسش نزدیکتر اومد که سونگمین عقب تر رفت، سونگمین بدون اینکه اکسش بفهمه به گوشی لینو زنگ زد و در کمد رو باز گذاشت
اکسش اون رو چسبوند به کمد
Ex: عشقت قراره با هان قرار بزاره
سونگمین بهش نگاه کرد
Sm: راجب چی حرف میزنی
Ex: من تهدیدش کردم که بره با هان تا تو بیخیالش بشی، عزیزم، بیخیال اون شو، من عاشقتم
در همون حین لینو داشت به تمام اون حرفا گوش میداد و با سرعت به سمت اتاق تمرین دوید و در رو با شتاب باز کرد، اکس سونگمین داشت به زور میبوسیدش که لینو با قدرت کشیدش عقب
Lk: فکر میکنی داری چه غلطی میکنیییییی!(داد بلند)
سونگمین با سرعت قبل از اینکه لینو اکسش رو بزنه جلوش رو گرفت
Sm: هیونگ حالم خوب نیست بیا بریم
لینو سریع با قیافه ی نگران بهش نگاه کرد و زنگ زد به نگهبانا تا پسره رو ببرن پیش پلیس و خودش سونگمین رو که جدا انگار داشت حالش بد میشد برد تو ماشین و پنجره های ماشین رو پایین داد
Lk: سونگمین، بهتری؟
(میخواستم این پارت تموم شه ولی گویا نمیشه پارت بعد رو فردا میزارم)
Lk: نمیدونم، اینقدر گیج شدم که دیگه نمیدونم چه کاری درسته
چان ریپلای کرد
Bc: میدونم، برای همین میگم به کمپانی بگو، به هر حال چند روز دیگه قراره راجب کاپلهایی مثل ماها بیانیه صادر کنه و بگه که کی با کیه
لینو از جاش بلند شد
Lk: بچه ها من میرم پیش جی وای پی
سونگمین با استرس بلند شد
Sm: بیخیال هیونگ نمیخوای بری بهش بگی کم کاری میکنم که، نه؟
لینو با دیدن اون قیافه ی کیوت(پاپیمون همیشه کیوته😔🎀)نتونست جلوی خودش رو بگیره و تک خنده ای کرد
Lk: نترس...راجب تو نیست، زود برمیگردم
سونگمین نشست و به رفتن هیونگش نگاه کرد
*یک ساعت بعد*
یک ساعت گذشته بود و لینو هنوز برنگشته بود، همه ی اعضا رفتن و فقط سونگمین توی اتاق تمرین مونده بود
سونگمین پشتش رو به در کرد و سمت کمد ها رفت تا وسایلش رو برداره به محض اینکه صدای در رو شنید برگشت سمت در
Sm: هیونگ فکر کردم رفتی خوابگاه، میخواستم....
جملش با کسی که دید ناتمام موند...باورش نمیشد داره این فرد رو دوباره میبینه، اون فرد اکسش بود...کسی که به سونگمین خیانت کرده بود
Sm: اینجا چیکار میکنی؟
Ex: اومدم عشقمو ببینم
Sm: راه رو عوضی اومدی برو بیرون
Ex:ولی فکر میکنم درست اومدم
اکسش نزدیکتر اومد که سونگمین عقب تر رفت، سونگمین بدون اینکه اکسش بفهمه به گوشی لینو زنگ زد و در کمد رو باز گذاشت
اکسش اون رو چسبوند به کمد
Ex: عشقت قراره با هان قرار بزاره
سونگمین بهش نگاه کرد
Sm: راجب چی حرف میزنی
Ex: من تهدیدش کردم که بره با هان تا تو بیخیالش بشی، عزیزم، بیخیال اون شو، من عاشقتم
در همون حین لینو داشت به تمام اون حرفا گوش میداد و با سرعت به سمت اتاق تمرین دوید و در رو با شتاب باز کرد، اکس سونگمین داشت به زور میبوسیدش که لینو با قدرت کشیدش عقب
Lk: فکر میکنی داری چه غلطی میکنیییییی!(داد بلند)
سونگمین با سرعت قبل از اینکه لینو اکسش رو بزنه جلوش رو گرفت
Sm: هیونگ حالم خوب نیست بیا بریم
لینو سریع با قیافه ی نگران بهش نگاه کرد و زنگ زد به نگهبانا تا پسره رو ببرن پیش پلیس و خودش سونگمین رو که جدا انگار داشت حالش بد میشد برد تو ماشین و پنجره های ماشین رو پایین داد
Lk: سونگمین، بهتری؟
(میخواستم این پارت تموم شه ولی گویا نمیشه پارت بعد رو فردا میزارم)
- ۳۳۹
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط