▪ ️امام رضا(ع)

▪ ️امام رضا(ع)
▪ ️شهادت

وقتی عبا را بر سر خود می کشیدی
بند امید عالمی را می بریدی

خوردی زمین دیگر نشد برخیزی از جا
دیدم سوی دیوار خود را می کشیدی

هربار می افتادی و میگفتی ای کاش
آه ای عصای پیر ی من می رسیدی

وقتی میسر نیست تا باشد جوادت
ای کاش میشد تا عصایی می خریدی

با جمله ی ای وای مادر بین کوچه
آه از نهاد هر گزاره می شنیدی

از درد میپیچی به خود تنهای تنها
چشم تو مانده سوی در با نا امیدی

خاکی شده سر تا به پایت بین حجره
حالا شدی مانند آن راس شهیدی...

ابن شبیبت  را صدا کن روضه ای خوان
آن روضه ای را که گریبان می دریدی

بر روی نی خورشید و پای نی ستاره
روضه بخوان از دختر بی گوشواره

از آن تن بی سر به روی خاک صحرا
روضه بخوان از ناله ی گودال زهرا

روضه بخوان از تیغ و از نیزه شکسته
از آنکه روی صفحه قرآن نشسته

روضه بخوان از زخم های پیکر او
از ساربان و تنگی انگشتر او


🌴 ▪ ️🌴 ▪ ️🌴
دیدگاه ها (۱)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p62جیمین لب‌هاش رو روی هم فشار داد. نه بر...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

p30

📌 نسخه‌ی تسلیم را در زرورق پایان جنگ پیچیده‌اند!🔻ظاهراً هم‌ز...

ما را نبی قبیلهٔ سلمان خطاب کرد🏴🕌🏴🕌🏴🕌🏴🕌🏴ما از اَلَست طایفه ا...

عاشقانه های شبنم

( last minute )

رمان بهترین من،پارت۳☆ساعت 12:00دازای میره تو خونه ی چویا*چوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط