𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃
𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁸
(ا.ت ته راهروی سالن اصلی قصر ایستاد و قدم قدم و اروم به سمت شاهزاده جونگ کوک که روی سکوی صندلی های پادشاهی بود به حرکت در اومد و جونگ کوک بت سمتش بدم برداشت و دستشو گرفت و با نگاه سرد و بی تفاوتی به ا.ت نگاه کرد از اون ور بورا بهشون اشاره میداد)
×لبخند(داره اشاره می‌کنه)
+میگه لبخند بزنید(لبخند مصنوعی و اروم)
- از لبخند مصنوعی بدم میاد(دم گوش ا.ت)
(رفتن روی سکو ایستادن)
پدر روحانی: خب سرورم و بانوی من لطفا برای تعهد قسم بخورید و دستتون رو بالا ببرید
- من جئون جونگ‌کوک شاهزاده کشور ″بیرتانیا″(موجودات انسان نما) قسم میخورم نه تنها به کشورم بلکه به همسرم یعنی ملکه ی اینده پارک ا.ت وفادار بمونم
+ من پارک ا.ت قسم میخورم نه تنها به همسرم جئون جونگ‌کوک به کشور بریتانیا وفادار بمونم
+- تا ابد
پدر روحانی: بهم تعظیم کنید بعد به بقیه تعظیم کنید
(همون کارو کردن)
پدر روحانی: تاج پرنسس ا.ت رو بیارید، لطفاً تعظیم کنید تا شاهزاده جئون تاجتون رو بگذارند
(تعظیم کرد و تاجشو گذاشت)
(شب تو اتاق جونگ کوک یعنی اتاق مشترک ا.ت و جونگ کوک)
+ اینجا قراره بخوابم؟
- انتظار داری بزارن بری تو اتاق قبلیت؟ تو میخوابی روی مبل منم رو تخت
+ چ... هوففف باشه سرورم(سرورم رو با حرص گفت)
-″هیی! امروز ازدواج کردم البته این ازدواج از قسط بود من بخاطر قدرتی که دارم میتونم درون انسان هارو بخونم و متوجه چیزی درون ا.ت شدم برای همین خواستم کشف بشه برای همین گفتم حالا که نمیتونم پیش خودم نگهش دارم پس بزار به عنوان همسرم معرفیش کنم در صورتی که این تصمیم یهویی شد اون دختر لجباز و گستاخیه اما بامزه اس ولی ازش بدم میاد خلاصه باید بگردم ببینم کی متونه نفرین رو برداره فقط امید وارم جک نفهمه″
(صبح)
+″اههه بیدار شدم شاهزاده نبود کمرم خشک شد به لطفش ایشششش بلندش م دیدم سر جام نیستم چییی؟ رو تختم؟ که یهو خدمتکارا اومدن تو! ″
خ: بانوی من لطفا بزارید امادتون کنیم
+ لازم نیست فقط اگه میشه حمام رو گرم کنید خودم کارامو انجام میدم(لبخند)
خ: اما..
+ میتونم خواهشا فقط حمام رو اماده کنید!
خ: چشم
.....
حمام کرد
+ خب بزار ببینم چه لباسی هست اووووو این خیلی قشنگه″یه لباس پفی صورتی که روش گل کاری ظده زود رو پوشیدم و و موهامو باز گذاشتم و یه چیز خوشبو نظرم رو جلب کرد″

بچهااا واقعا متاسفم هر کاری میکنم ویسگون نمیزاره پارت هفده رو بزارم پارت هفده رو توی کامنتای این پست میزارم
لباس ا.ت
عطر کوک(ببخشید تاره)
دیدگاه ها (۸)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تکپارتی جونگ کوک

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط