رمان دخترای شیطون

رمان دخترای شیطون
پارت_۵۶

که یهو در باز شد و ریحانه اومد تو
انقدر درو بد باز کرد که ترسیدم
من:چته دیوونه
ریحانه:اراد
من:اراد چی؟
ریحانه:اروم باشیا باشه
من:عه درد خوب بگو اراد چی
ریحانه سرشو انداخت پایین
از چیزی که گفت هنگ کردم
نشستم‌روی تخت
من:چییییی اراد داره میاد خواستگاری؟؟؟؟
ریحانه:اره
من:گفت که فردا شب من لباس ندارم
ریحانه کمی فکر کرد و یه بشکن زد
ریحانه:اها
بهش نگاه کردم
ریحانه:همون کت و شلوارتو بپوش که عمو مجید از المان اورده بود برات
من:افریننن راست میگی
سریع رفتم طرف کمد شروع کردم به گشتن
اها پیداش کردم عاشق کت شلوارمم
یه شلوار دمپا تنگ کرمی و یه بلیز یقه اخوندی کرم بایه کت ابی
من:ابناهاش بدو بابیلیسو بزن به برق بدو
ریحانه هم تند تند بابیلیسو زد به برق
من:تو برو حاضر شو منم حاضر میشم
ریحانه:باشه
از در ربت بیرون
رفتم‌سمت گوشیم شماره ارادو گرفتم
من:اقا اراد شما که گفتی فردا شب
اراد:عشقم گفتم‌امشب یا فردا شب
من:وای اراد نمیدونی چقدر استرس دارم
اراد:استرس نداره قربونت برم به این فکر کن که اخرش بهم‌میریسیم‌
من:وای اره اراد من برم حاضر شم
اراد:باشه عشقم‌برو میبینمت
من:میبینمت همسرم
تند تند رفتم‌نشستم رو صندلی موهامو خشک کردم جمع کردم تا بتونم ارایش کنم
اول کرم و پنکیک زدم تا کامل پوستم صاف بشه‌بعدش مداد ابرمو برداشتم تو ابروم کشیدم
سایمو از تو کشو در اوردم
بازش کردم
اول یه سایه کرمی رنگ زدم بعد یه سایه سرمه ای خیلیییی خوسگل شد چشام
ریمیلمو برداشتم زدم به چشمام موژه هام خیلی بلنده
یه رژ گونه اجری طلایی زدم مونده رژ لب به ساعت نگاه کردم ساعت ۴:۵۵وای من نمیدونم کی میان که
صدای اس ام اس گوشیم بلند شد
دیدم اراده
اراد:خانمم ما ساعت ۶ میایم شامم هستیم
وای اراد اخه اینم شد ساعت وای خدا قلبم داره از جا کنده میشه
بلند شدم لباس راحتیامو پوشیدم الان زود بود
تند تند رفتم دمه اتاق راشا
درو باز کردم رفتم تو
من:راشا اراد اینا شامم میان
راشا:میدونم
.صندلامو از پام در اوردم پرت کردم سمتش‌
من:میدونیو نمیگی
راشا:ایی وحشی برو حاضر شو الان میانا
من:وای اره من برم
رفتم تو اتاقم که کفشامو پیدا کنم
رفتم زیر تختو گشتم
اها پیداش کردم یه کفش پاشنه بلند کرمی
نشستم رو صندلی موهامو باز کردمو شروع کردم بابیلیس کشیدن
موهام که تموم شد بلند شدم لباسامو پوشیدم
کفشمم پام کردم
فقط مونده بود رژم
اومممم اره یه رژ کالباسی بزنم
رفتم رژمم زدم
وایییییییی خیلی خوشگل شدم یه ب*و*س از تو اینه برای خودم فرستادم وای قربون خودم برم
رفتم سراغ کمدم که روسریمو بردارم که گدشیم زنگ خورد
رفتم سراغ گوشیم دیدم همونه جواب ندادم
انقدر جواب ندادم ندادممم تا بیخیال شد
دیدگاه ها (۲)

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 4«ویو ا.ت»کلیدو انداختم و وارد خونه شدم.لباسمو با ی...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

وقتی بچه دارین ولی .. . گوشی رو سر جاش گذاشتم و با بیچاره گی...

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part82من:ایی دهن لق پس گفت باهم تو رابطه هستی...

the first lie

From hate to lovePart::1علامت ارتمیس _علامت جونگ کوک +«ویو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط