Part 19

Part19

امکان نداره اون ت..تهیونگ و کوک بود


(ویو تهیونگ )
رفتیم خرید کردیم یه دختر جلومون بود بش گفتم ببخشید میشه برید کنار گفت حتما سرشو برگردوند باورم نمیشه ات بود

کوک: اا...اتتت تویی

ات: سریع دویدم از تو مغازه دیدم ماشین یونا نیست همون موقع گوشیم زنگ خورد یونا گفت من اومدم دم پاساژه جلوتر بیا

ات :داشتم میدویدم و داشتم به یونا میگفتم پیدام کردن

یونا: کیی

ات :ته و کوک

یونا :چییی سریع بیا تو پاساژ برو تو یه مغازه هاش قایمشو


ات: ب..باشه قط کردم دیدم پشتمو کوک و تهیونگ داشتن دنبالم میومدن رسیدم به پاساژ رفتم تو یکی از مغازه
قایم شدم



هی خدا خدا میکردم که منو پیدا نکنه
دیدگاه ها (۱)

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

part²⁶ات ویوکوک برگشت و برای همه شراب می‌گرفت اما برای من نگ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

ازدواج اجباری part : 13 ویو کوک داشتم از ملودی و اون سینه ها...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

مربی موتور سوار

the first lie

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط