{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با قُـرصاے اَعَـصـابــ

با قُـرصاے اَعَـصـابــ
خوابـ آوَر قَوے
یادَمــ نِمیرهـ هَمشـ میگُفتے
هرویینـــ مَـنـے :)
دیدگاه ها (۲)

دوست دختر کوچولوی من

بیست و یکظهر تهیونگ با صدای گریه و فخ فخ از خواب بیدار شدم ج...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀*رزا*با ...

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

💜 : من الان دارم فلوت زدن یاد می‌گیرم، میخواین گوش بدین؟🐻 ...

پارت ۱۶ویو صبح ...ویو ات..............................از خوا...

سناریو ران پارت اخر

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

رمان آخرین دیدار پارت۴₍ ⑅ ᐢ..ᐢ₎،اومم تازه از کلاس زبان اومدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط