عشق مافیا
𝙿𝚊𝚛𝚝 𝟷𝟷
ویو جونگکوک
داشتم با یکی از ادمامون حرف میزدم که یکی در زد اومد داخل. برگشتم دیدم ا/ته. تلفونو قطع کردم.
ا/ت: چرا قطع کردی
جونگکوک: چیزی شده
ا/ت: نه. با کی حرف میزدی
جونگکوک: چطور؟
ا/ت: داشتی میگفتی بار هارو تحویل گرفتن یا نه، بار چی؟
جونگکوک: یه سری بار برای شرکت
ا/ت: اها
جونگکوک: چرا پرسیدی
ا/ت: همینطوری
جونگکوک: از صبح عجیب شدی چیزی شده
ا/ت: نه چیزی نشده. من دیگه رفتم
جونگکوک: کجا میری
ا/ت: میرم حیاط
جونگکوک: باشه
ویو ا/ت
اومدم بیرون، رفتم حیاط. یعنی واقعا مافیاست؟ من با مافیا بودنشون مشکلی ندارم فقط چرا بهم دروغ گفتن یعنی بهم اعتماد ندارن. دلم میخواد واقعیتو بدونم، یعنی از جونگکوک بپرسم؟ واییی دارم دیوونه میشم.
ویو جونگکوک(عصر)
نامجون: جونگکوک تو دیوونه شدی
جین: شوگا بهت اعتماد کرده که سپردش به تو
جونگکوک: مگه میخوام چیکار کنم
جیمین: میخوای ببریش بین اونا
جونگکوک: حواسم بهش هست
تهیونگ: بعد چطوری میتونی بدون اینکه بهش بگی ببریش
جونگکوک: یه بهونه جور میکنم
جیهوپ: اونجا خطریه خوب باید حواست بهش باشه
جونگکوک: با..
اومدم بگم باشه که یکی در زد اومد داخل
ویو ا/ت
دیگه دارم دیوونه میشم دلم میخواد واقعیتو بدونم. زد به سرم که از جونگکوک بپرسم. ولی شاید عصبی بشه. واییی خدا. دیگه بلند شدم رفتم سمت اتاق جونگکوک. خواستم در بزنم که شنیدم داشتن درباره یکی حرف میزدن. جونگکوک حواسش باید به کی باشه؟ دیگه در زدم رفتم داخل
ا/ت: ع سلام شما هم اینجایید(لبخند)
اعضا: سلام ا/ت(لبخند)
جونگکوک: میخواستم صدات کنم بیای که اومدی
ا/ت: اها
جونگکوک: چیزی شده؟
ا/ت: اووم.. نمیدونم، یه چیزی ذهنمو درگیر کرده
نامجون: خب دختر بشین
ا/ت: باشه(رفت نشست کنار جونگکوک)
جین: اگه حرفت خصوصیه میخوای ما بریم؟
ا/ت: نه بشینید
جین: باشه
جونگکوک: تو اول کارتو بگو بعد من بگم
ا/ت:جونگکوک
جونگکوک:بله
ا/ت: میخوام یه چیزی بپرسم لطفا دروغ نگو
جونگکوک: چیشده؟
ا/ت:تو..تو..
جونگکوک: من چی؟
ا/ت:مافیایی؟
جونگکوک: چی؟
اعضا:😳
جونگکوک: ببین ا/ت..
ا/ت: لطفا راستشو بگو
جونگکوک:..
ا/ت: دوباره میپرسم مافیایی؟
جونگکوک:ا..اره
ا/ت: چرا ازم مخفی کردین
جونگکوک: چون..
ا/ت: چون بهم اعتماد ندارید درسته
جونگکوک: نه انطوری نی..
ا/ت: پس چطوریه
جونگکوک: ا/ت ما فقط بخاطر..
ا/ت: باورم نمیشه نمیدونستم بهم انقدر بی اعتمادین(چند قطره اشک ریخت)
تهیونگ: نه ا/ت اینجوری که فکر میکنی نیست
جیمین: راست میگه
ا/ت: همتون ازم مخفی کردین همتون، هم شماها هم تو جونگکوک هم عمو هم زن عمو هم..هم..داداشم(اینجا اشکاش زیاد شد)
جونگکوک: ا/ت فقط به خاطر اینکه تو اسیبی نبینی بهت نگفتیم
ا/ت: مسخرست، برای محافظت از من بهم دروغ گفتین
جونگکوک: ا/ت..
ا/ت: بسه نمیخوام دیگه چیزی بشنوم(رفت)
جونگکوک: ا/ت لطفا وایسا
جین: چطور فهمید
جیهوپ: بلاخره که میفهمید
نامجون: من همون اول بهتون گفتم بهش بگید
جونگکوک: الان چیکار کنم(کلافه دست به موهاش کشید)
تهیونگ: ما دیگه میریم هروقت اروم شد برو قضیه فردارو بهش بگو
جیمین: اون باهات میاد فقط الان یکم ناراحته ازت
جونگکوک: باشه باهاش حرف میزنم، خدافظ
اعضا: خدافظ
ویو ا/ت
همین طور پشت در نشسته بودم گریه میکردم. اخه چرا بهم دروغ گفتین. بلند شدم به اون شماره ای که بهم پیام داده بود پیام دادم.
˚تو کی هستی؟
˚از کجا میدونستی؟
گوشیو انداختم رو تخت، خودمم پرت کردم رو تخت. داشت کمکم خوابم میبرد که یکی در زد اومد داخل
ادامه دارد...
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
ویو جونگکوک
داشتم با یکی از ادمامون حرف میزدم که یکی در زد اومد داخل. برگشتم دیدم ا/ته. تلفونو قطع کردم.
ا/ت: چرا قطع کردی
جونگکوک: چیزی شده
ا/ت: نه. با کی حرف میزدی
جونگکوک: چطور؟
ا/ت: داشتی میگفتی بار هارو تحویل گرفتن یا نه، بار چی؟
جونگکوک: یه سری بار برای شرکت
ا/ت: اها
جونگکوک: چرا پرسیدی
ا/ت: همینطوری
جونگکوک: از صبح عجیب شدی چیزی شده
ا/ت: نه چیزی نشده. من دیگه رفتم
جونگکوک: کجا میری
ا/ت: میرم حیاط
جونگکوک: باشه
ویو ا/ت
اومدم بیرون، رفتم حیاط. یعنی واقعا مافیاست؟ من با مافیا بودنشون مشکلی ندارم فقط چرا بهم دروغ گفتن یعنی بهم اعتماد ندارن. دلم میخواد واقعیتو بدونم، یعنی از جونگکوک بپرسم؟ واییی دارم دیوونه میشم.
ویو جونگکوک(عصر)
نامجون: جونگکوک تو دیوونه شدی
جین: شوگا بهت اعتماد کرده که سپردش به تو
جونگکوک: مگه میخوام چیکار کنم
جیمین: میخوای ببریش بین اونا
جونگکوک: حواسم بهش هست
تهیونگ: بعد چطوری میتونی بدون اینکه بهش بگی ببریش
جونگکوک: یه بهونه جور میکنم
جیهوپ: اونجا خطریه خوب باید حواست بهش باشه
جونگکوک: با..
اومدم بگم باشه که یکی در زد اومد داخل
ویو ا/ت
دیگه دارم دیوونه میشم دلم میخواد واقعیتو بدونم. زد به سرم که از جونگکوک بپرسم. ولی شاید عصبی بشه. واییی خدا. دیگه بلند شدم رفتم سمت اتاق جونگکوک. خواستم در بزنم که شنیدم داشتن درباره یکی حرف میزدن. جونگکوک حواسش باید به کی باشه؟ دیگه در زدم رفتم داخل
ا/ت: ع سلام شما هم اینجایید(لبخند)
اعضا: سلام ا/ت(لبخند)
جونگکوک: میخواستم صدات کنم بیای که اومدی
ا/ت: اها
جونگکوک: چیزی شده؟
ا/ت: اووم.. نمیدونم، یه چیزی ذهنمو درگیر کرده
نامجون: خب دختر بشین
ا/ت: باشه(رفت نشست کنار جونگکوک)
جین: اگه حرفت خصوصیه میخوای ما بریم؟
ا/ت: نه بشینید
جین: باشه
جونگکوک: تو اول کارتو بگو بعد من بگم
ا/ت:جونگکوک
جونگکوک:بله
ا/ت: میخوام یه چیزی بپرسم لطفا دروغ نگو
جونگکوک: چیشده؟
ا/ت:تو..تو..
جونگکوک: من چی؟
ا/ت:مافیایی؟
جونگکوک: چی؟
اعضا:😳
جونگکوک: ببین ا/ت..
ا/ت: لطفا راستشو بگو
جونگکوک:..
ا/ت: دوباره میپرسم مافیایی؟
جونگکوک:ا..اره
ا/ت: چرا ازم مخفی کردین
جونگکوک: چون..
ا/ت: چون بهم اعتماد ندارید درسته
جونگکوک: نه انطوری نی..
ا/ت: پس چطوریه
جونگکوک: ا/ت ما فقط بخاطر..
ا/ت: باورم نمیشه نمیدونستم بهم انقدر بی اعتمادین(چند قطره اشک ریخت)
تهیونگ: نه ا/ت اینجوری که فکر میکنی نیست
جیمین: راست میگه
ا/ت: همتون ازم مخفی کردین همتون، هم شماها هم تو جونگکوک هم عمو هم زن عمو هم..هم..داداشم(اینجا اشکاش زیاد شد)
جونگکوک: ا/ت فقط به خاطر اینکه تو اسیبی نبینی بهت نگفتیم
ا/ت: مسخرست، برای محافظت از من بهم دروغ گفتین
جونگکوک: ا/ت..
ا/ت: بسه نمیخوام دیگه چیزی بشنوم(رفت)
جونگکوک: ا/ت لطفا وایسا
جین: چطور فهمید
جیهوپ: بلاخره که میفهمید
نامجون: من همون اول بهتون گفتم بهش بگید
جونگکوک: الان چیکار کنم(کلافه دست به موهاش کشید)
تهیونگ: ما دیگه میریم هروقت اروم شد برو قضیه فردارو بهش بگو
جیمین: اون باهات میاد فقط الان یکم ناراحته ازت
جونگکوک: باشه باهاش حرف میزنم، خدافظ
اعضا: خدافظ
ویو ا/ت
همین طور پشت در نشسته بودم گریه میکردم. اخه چرا بهم دروغ گفتین. بلند شدم به اون شماره ای که بهم پیام داده بود پیام دادم.
˚تو کی هستی؟
˚از کجا میدونستی؟
گوشیو انداختم رو تخت، خودمم پرت کردم رو تخت. داشت کمکم خوابم میبرد که یکی در زد اومد داخل
ادامه دارد...
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
- ۱۱۵.۷k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط