آن روزی که دکتر نشانه ای تیر ام

آن روزی که دکتر نشانه ای تیر ام
کرد
بسته به چهار پای و زنجیر ام
کرد
پیوسته به چهار پای و پیچیده
شدم
درد های سوزن و دوا پیر ام
کرد🥀🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

#حکایت_قدیمی مردی هر شب به درگاه خدا دعا می‌کرد و می‌گفت:«خ...

عاشقانه های شبنم

بزرگ‌ترین ابتکار قرن، متعلق به امام شهید سید علی خامنه‌ای اس...

سلام کیوتا! میخوام ی رمان کوتاه بنویسم. فقط ی چند پارتیه ک...

و قلبم دوباره تپیدpart: 6 ...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۲#چند_پارتی#سونگمین-خفه نمیشی هااااااا (عربده...

چفیه مشکی|سجاد فراهانی:🔴فاز اول پروژه این بود که از مجری بی‌...

#حکایت_قدیمی حکایت مرد دانا و سه پرسشروزی مردی نزد پیر دانای...

**پارت ۳۴**سکوتِ سنگینِ اتاق فقط با صدای نفس‌های تند و هجومی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط