همیشه صبح وقتی با سرو صدا و جیغ بیدارت میکردم میگفتی «وای
همیشه صبح وقتی با سرو صدا و جیغ بیدارت میکردم میگفتی «وای خدا باز این شروع کرد ادم نمیتونه دو دقیقه چشماشو رو هم بذاره »
حالا تو زیر خاک راحت خوابیدی و این منم که دارم از راه دور و از ته دل جیغ میزنم تا بیدار بشی ولی تو با خیالت راحت خوابیدی
اخه دیوونه تو که میدونستی یه روز صدات رو نشنوم دیوونه میشم میدونی الان 489روزه ندیدمت و نه صدات رو شنیدم
حالا ببین خواهرت داره از دوری روانی میشه
بخدا سخته
هرجا میرم خاطرات شادم با تو برام تداعی میشه
اونقدر بدبختم که تا حالا یه بارم نتونستم بیام سر خاک ت
دیوونه ⑥ روزه دیگه تولدته این دومین سالیه که توی روز تولدت کنارت نیستم
اَه پس کی خدا منو میاره پیش تو . . .
. (╥_╥)(╥_╥)
حالا تو زیر خاک راحت خوابیدی و این منم که دارم از راه دور و از ته دل جیغ میزنم تا بیدار بشی ولی تو با خیالت راحت خوابیدی
اخه دیوونه تو که میدونستی یه روز صدات رو نشنوم دیوونه میشم میدونی الان 489روزه ندیدمت و نه صدات رو شنیدم
حالا ببین خواهرت داره از دوری روانی میشه
بخدا سخته
هرجا میرم خاطرات شادم با تو برام تداعی میشه
اونقدر بدبختم که تا حالا یه بارم نتونستم بیام سر خاک ت
دیوونه ⑥ روزه دیگه تولدته این دومین سالیه که توی روز تولدت کنارت نیستم
اَه پس کی خدا منو میاره پیش تو . . .
. (╥_╥)(╥_╥)
- ۶.۰k
- ۰۵ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط