my littel boy
smut part:16
وقتی رسیدن عمارت فلیکس شروع کرد به بوسیدن هیونجین الان می تونست با خیال راحت ببوستش چون دیگه نگران دندونش نبود
ولی اوضاع هیونجین خراب بود هیونجین رات شده بود و رابطه با جفتش که داشت می بوسیدش رو می خواست ولی می ترسید که به فلیکس اسیب بزنه لبشو از فلیکسی که روی تخت دراز کشیده بود و خودشم روش خیمه زده بود جدا کرد و به چشماش نگاه کرد
ـ شیرینکم من رات شدم
ـ یعنی ازون کارا باید بکنیم که اسمش سکسه؟
لازم نبود هیونجین بپرسه که تو از کجا می دونی یا کی یادت داده صد درصد سونگمین بهش گفته بود
ـ اره عزیزم..ولی نترس فقت یکم درد داره بعدش لذت می بری...به هیونی اعتماد داری؟
ـ اره
فقت همون کلمه شروع اولین رابطه شون بود
هیونجین لباشو روی اون مارشمالو های خوشمزه گذاشت و شروع کرد به بوسیدنشون فقت چند ثانیه بوسه رو قط کرد تا لباس خودش و فلیکسو در بیاره
سمت گردن فلیکس رفت و شروع کرد به مارک گذاشتن روی اون گردن خوش تراش و زیبا
ـ اهه
فلیکس ناله کرد
فلیکس اصلا ازینکه جلوی هیونجین اینطوری ناله می کرد نمی ترسید یا خجالت نمی کشید چون به هیونجین اعتماد داشت
هیونجین بعد ازینکه اون گردن زیبا رو پر از مارک هاش کرد
به سراغ نبپلاش رفت
ـ ه..هیونیی اههه
هیونجین داشت با مهارت و لذت فراوان اون نیپلای خوشمزشو می خورد
بعد از گاز گرفتن و کبود کردن نیپلاش به سمت شکمه نرم و پنبه ایش رفت و با دستاش داشت شلوار و باکسر پسرشو در میاورد
فلیکس کاملا لخت شده بود با دیکی که راست کرده بود جلوی هیونجین دراز کشیده بود ولی انقدر که هیونجین داشت بهش لذت می داد اصلا خجالت حالیش نمی شد هیونجین سمت رونهاش که مثل مارشمالو می موندن رفت و گازی ازش گرفت که ناله فلیکسو در اورد
بعدش دوباره روی فلیکس خیمه زد و شلوار و باکسر خودشم در اورد
و شروع کرد کنار گوش فلیکس پچ پچ کردن و انگشتشو نزدیک سوراخش می کرد
ـ شیرینکم؟
ـ ب..بله
ـ می دونی که هیونی هیچوقت بهت اسیب نمی زنه مگه نه؟
ـ می..اه..می دونم
ـ افرین پسرم پس اگر دردت امد شونه هامو چنگ بزن یا اگرم دردش خیلی زیاد بود می تونی بهم بگی که تمومش کنم باشه؟
ـ ب..باشه
و انگشت اولشو کرد توی سوراخش فلیکس شونه شو چنگ زد ولی نگفت که تمومش کنه درسته درد داشت ولی می خواست بدونه چه لذتی می تونه داشته باشهدکه هیونی اونطوری راجبش حرف می زد
هیونجین انگشت دیگه شو واردش کرد بعد چند دقیقه ناله های از سر لذت فلیکس شنیده می شد و این نشون دهنده این بود که انگشتای هیونجین داره به پروستاتش می خوره
هیونجین انگشتاشو در اورد که ناله اعتراض امیز پسرشو شنید
ـ ششش الان یه چیز بهتر بهت می دم عزیزم
و یکباره عضوشو کامل کرد تو سوراخش
چند دقیقه همونطوری وایستاد تا فلیکس عادت کنه
ـ عزیزم وی خوام تکون بخورم باشه
فلیکس سرشو به نشانه ی مثبت تکون داد و هیونجین شروع کرد به تکون خوردن برای اینکه بیشتر به امگاش لذت بده دستشو دور عضو فلیکس حلقه کرد و شروع کرد به تکون دادن دستش بعد ازینکه به پروستات فلیکس کوبید هردوشون همزمان کام شدن
هیونجین عضوشو از سوراخ فلیکس در اورد و کنارش دراز کشید فردا هم می تونستن برن حموم پس الان می خوابیدن پتو رو روی هردوشون کشید
ـ دوست دارم هیونی
ـ منم دوست دارم فلیکسم
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
سلاام
این پارت اسماته پارت ۱۶ است و چون زیاد بود جداش کردم که بعدش بزارم و به کل یادم رفته بود ببخشید
مواظب خودتون باشیدد
وقتی رسیدن عمارت فلیکس شروع کرد به بوسیدن هیونجین الان می تونست با خیال راحت ببوستش چون دیگه نگران دندونش نبود
ولی اوضاع هیونجین خراب بود هیونجین رات شده بود و رابطه با جفتش که داشت می بوسیدش رو می خواست ولی می ترسید که به فلیکس اسیب بزنه لبشو از فلیکسی که روی تخت دراز کشیده بود و خودشم روش خیمه زده بود جدا کرد و به چشماش نگاه کرد
ـ شیرینکم من رات شدم
ـ یعنی ازون کارا باید بکنیم که اسمش سکسه؟
لازم نبود هیونجین بپرسه که تو از کجا می دونی یا کی یادت داده صد درصد سونگمین بهش گفته بود
ـ اره عزیزم..ولی نترس فقت یکم درد داره بعدش لذت می بری...به هیونی اعتماد داری؟
ـ اره
فقت همون کلمه شروع اولین رابطه شون بود
هیونجین لباشو روی اون مارشمالو های خوشمزه گذاشت و شروع کرد به بوسیدنشون فقت چند ثانیه بوسه رو قط کرد تا لباس خودش و فلیکسو در بیاره
سمت گردن فلیکس رفت و شروع کرد به مارک گذاشتن روی اون گردن خوش تراش و زیبا
ـ اهه
فلیکس ناله کرد
فلیکس اصلا ازینکه جلوی هیونجین اینطوری ناله می کرد نمی ترسید یا خجالت نمی کشید چون به هیونجین اعتماد داشت
هیونجین بعد ازینکه اون گردن زیبا رو پر از مارک هاش کرد
به سراغ نبپلاش رفت
ـ ه..هیونیی اههه
هیونجین داشت با مهارت و لذت فراوان اون نیپلای خوشمزشو می خورد
بعد از گاز گرفتن و کبود کردن نیپلاش به سمت شکمه نرم و پنبه ایش رفت و با دستاش داشت شلوار و باکسر پسرشو در میاورد
فلیکس کاملا لخت شده بود با دیکی که راست کرده بود جلوی هیونجین دراز کشیده بود ولی انقدر که هیونجین داشت بهش لذت می داد اصلا خجالت حالیش نمی شد هیونجین سمت رونهاش که مثل مارشمالو می موندن رفت و گازی ازش گرفت که ناله فلیکسو در اورد
بعدش دوباره روی فلیکس خیمه زد و شلوار و باکسر خودشم در اورد
و شروع کرد کنار گوش فلیکس پچ پچ کردن و انگشتشو نزدیک سوراخش می کرد
ـ شیرینکم؟
ـ ب..بله
ـ می دونی که هیونی هیچوقت بهت اسیب نمی زنه مگه نه؟
ـ می..اه..می دونم
ـ افرین پسرم پس اگر دردت امد شونه هامو چنگ بزن یا اگرم دردش خیلی زیاد بود می تونی بهم بگی که تمومش کنم باشه؟
ـ ب..باشه
و انگشت اولشو کرد توی سوراخش فلیکس شونه شو چنگ زد ولی نگفت که تمومش کنه درسته درد داشت ولی می خواست بدونه چه لذتی می تونه داشته باشهدکه هیونی اونطوری راجبش حرف می زد
هیونجین انگشت دیگه شو واردش کرد بعد چند دقیقه ناله های از سر لذت فلیکس شنیده می شد و این نشون دهنده این بود که انگشتای هیونجین داره به پروستاتش می خوره
هیونجین انگشتاشو در اورد که ناله اعتراض امیز پسرشو شنید
ـ ششش الان یه چیز بهتر بهت می دم عزیزم
و یکباره عضوشو کامل کرد تو سوراخش
چند دقیقه همونطوری وایستاد تا فلیکس عادت کنه
ـ عزیزم وی خوام تکون بخورم باشه
فلیکس سرشو به نشانه ی مثبت تکون داد و هیونجین شروع کرد به تکون خوردن برای اینکه بیشتر به امگاش لذت بده دستشو دور عضو فلیکس حلقه کرد و شروع کرد به تکون دادن دستش بعد ازینکه به پروستات فلیکس کوبید هردوشون همزمان کام شدن
هیونجین عضوشو از سوراخ فلیکس در اورد و کنارش دراز کشید فردا هم می تونستن برن حموم پس الان می خوابیدن پتو رو روی هردوشون کشید
ـ دوست دارم هیونی
ـ منم دوست دارم فلیکسم
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
سلاام
این پارت اسماته پارت ۱۶ است و چون زیاد بود جداش کردم که بعدش بزارم و به کل یادم رفته بود ببخشید
مواظب خودتون باشیدد
- ۳.۸k
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط