مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

🎶🥀 راه رفتم، بغض کردم،

🎶🥀 راه رفتم، بغض کردم،
زیر باران ترشدم
هی به یاد آوردمت،
ویران و ویران‌تر شدم
یادم آمد خاطراتی را که با هم داشتیم
هی پریشان‌تر
پریشان‌تر
پریشان‌تر شدم🥀🎶


#رفتنت_تلخترين_حادثه_ى_زندگيم_بود
#غم_تو
#بغض_سنگین
#کلیپ_غمگین
#احساسی_غمگین
#دلنوشته_غمگین
دیدگاه ها (۰)

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

فیک جونگوک تا وقتی قلبمان بیدار بشود.

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 018"""""""""""""""""""""""""""""""...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۳ *سانیار*در رو با یه ضرب باز کرد...

رمان عشق ممنوع

Do I love him, or do I hate him?p:¹⁸ویو جینا با دل درد شدیدی...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط