هیچ وقت

هیچ وقت
از فاصلـہ ها نمے ترسیدم

فکر مے کردم
تا دلم برایت تنگ شد
خودم را سرگرم کارے مے کنم
و حواسم از تـــو پرت مے شود

کتابے بر مے دارم و مے خوانم
بـہ تماشاے تلویزیون مے نشینم
و یک فنجان چاے را تمام مے کنم

خیلے کـہ
تحمل خانـہ سخت باشد
مے روم پیادہ روے ...

اما حالا ، "بـہ قرآن"
دلتنگے دارد خفـہ ام مے کند
دیدگاه ها (۷)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

قولی که شکستی 💗 بعد از مدتی، ا.ت از جایش بلند شد و به سمت آش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط