{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی با تاب گیسو ،تا که بی تابم کنی

آمدی با تاب گیسو ،تا که بی تابم کنی
زلف را یکسو زدی،تا غرق مهتابم کنی

آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی
دیدگاه ها (۱)

اقیانوس همــــــــــ ڪہ باشـــــمبے تو آرام نیستـــــم.........

چگونه بگویم دوستت دارم تا باورت بشود و با من نسبت به عشقم شو...

🍁 🍂 🍁 عشق تو گرفت از تن من تاب و توان راترسم که به پایان نرس...

هرگز دو لفظ را مترادف گمان مکن جایی که عشق نیست،"جدایی" ، "ف...

فراتر از خویش

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۴: فروریختن در سکوتتنشِ میان آ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

**عنوان: ضربان‌های پنهان باران**سالن مجلل مهمانی پر از هیاهو...

میبخشی پارت ۴

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط