یه فانوس...یه شب گردیه دل یه کوچه ی حسرتدارم بیت میگردمتو

یه فانوس...یه شب گردیه دل یه کوچه ی حسرتدارم بیت میگردمتوخوب باشوبرگرداخه تورویای منیاخه تودنیای منیصدای تب دارمنیکارمنییارمنی توووووووواه ازخلوت مناه ازدل کندن توسراغی ازمن بگیرازمن دل نکن نرو
دیدگاه ها (۲)

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

پارت ۶

My professorChapter:2Part:115نفسای آشنا و گرمش مثل جریان ملا...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 21🦤صدای قدمی ازطبقه‌ ی بالاآمد.ه...

Pat:9اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جونگکوک گفت که بیا امشب با هم ...

دستش دور کمرت حلقه شده بود و روی شنای خیس ساحل قدم میزدینبا ...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط