Part 22

تو حیاط خونه جدیدم باربیکو پارتی گرفتم میای اگه اومدی ات هم بیار

کوک: نمیدونم بستگی به حال ات داره

تهیونگ : مگه نگفتی از ات بدت میاد لارا رو دوست داری

کوک : اره اما احساس میکنم احساسی که به ات دارم خیلی بیشتر از لارا عه راستی میتونی لیست کسایی که به لارا زنگ میزنن و یا زنگ میزنه کجا میره اطلاعاتشون دراری؟

تهیونگ : اره چرا که نه
(ویو ات)
از خواب بیدار شدم کوک نبود سرم درد میکرد آخرین چیزی که یادم میومد افتادم تو آب یکی کمکم کرد همین وابسته ببینم کی لباسام رو عوض کرد نه نکنه نه
(ویو کوک)
داشتم با تهیونگ حرف میزدم که دیدم ات خوابالود آمد پایین با همون لباسا ( تاپ و شلوارک )
ات : هوی چرا لباسام رو عوض کردی نکنه کاری کردی عوضییییی به خدا میکشیمت

ک :برو تو اتاق (عصبانی )
که فک کنم متوجه تهیونگ شد سریع رقت تو اتاق


تهیونگ : 😂😂

ک: کوفت

(ویو ات )
خاک عالم ابرم رفت حالا چیکار کنم چرا ندیدمش واییی که پشت درد نشسته بودم که کوک مهکم درو باز کرد خورد تو کمرم

ات : ایییییییی

ک: چی شدی

ات: مگه کوری

ک: تو عقل نداری

ات: زدی به کمرم طلب کارم هستی اخ

ک: این همه جا چرا پست در

ات: اون کی بود منو دید

ک: اون دوستم یعنی داداش نداشتمه بله دید

ات : پایی ابروم رفت

ک: 😂😂

ات : میخندی خیلی خوشگل میشی

ک: چطوری میشم (نزدیک میشه به ات )

ات : اممممم فک کنم کیوت میشی

ک: کیوت میشم امشب یه کویتی نشونت بدم

ات : غلط کردم

ک: دیگه دیره شب منتظر باش بیب 😉

اینم از این پارت 😉😉😉😂😂😂😂
دیدگاه ها (۰)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

#برادر ناتنی من

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۶فردا ویوات صبح از خواب پاشد دید صبح زوده تصمیم گرفت صب...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕²¹لارا : چه گوهی خوردم آنیا گوه خوردم نمی...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۲$تهیونگ : خیلی پرو شده باید ...

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط