فیک مدرسه جئون

فیک مدرسه جئون
پارت ۹
ات:خوب بچه ها بریم فرودگاه
رفتن
کوک:بچه ها حالا چیکار کنیم
ته:بریم براشون یادگاری بخریم
جیمین:آره بریم
رفتن
ته :یک ساعت صورتی میخوام
جیمین:منم میخوام
کوک:برای من انگشتر حلقه زوجی بیار
ته جیمین:چی
کوک:خفه
اسلاید دو ساعت شینا اسلاید سوم ساعت نینا اسلاید چهارم انگشتر ات
ویو ات
رسیدیم فرودگاه نمیدونم چرا ولی ناراحت بودم کوک اینجوری رفت یعنی نمیاد
توی همین فکرا بودم یکی دستشو گذاشت روی چشمام
ات:نینا نکن
نینا:من جلوتم آبجی
کوک:منم
ات:عه آمدی
کوک:آمدیم برای خدا حافظی
ته: نینا میشه یک عکس تکی باهم بگیریم
نینا:چرا نشه
شینا:جیمین بیا منو تو هم عکس بگیریم گوشیتو بده
ات:خوب توهم اگر دوست داری
کوک:عکس میگیرم
عکس گرفتن
ات:خوب پرواز ما ۲۰ دقیقه دیگس
کوک:براتون هدیه خریدیم
ته:نینا دستتو بیار ساعتو انداخت دستش
جیمین هم همین طور
کوک:این حلقه برای توعه
ات:چرا احساس می‌کنم حلقه زوجیه
کوک:نه اصلا این طور نیست
ته:ات چرا چمدونت انگشتشو اینجوری کرده[خنده]
ات:نخند
خوب ما باید بریم خدافظ
دیدگاه ها (۱)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

_۱ ساعت بعد_زینگ.....زینگته:فک کنم یونگی اومدکوک:اومدنته:اره...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

پارت۱۱که یهو جیمین با کلی غذا اومد سمته ات و ات با تعجب به غ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

#میکاپ_آرتیست_من

پارت۱

مربی موتور سوار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط