سناریو وقتی اعضا پرسینگ دارن و وقتی ات میخواد ببوستشون لب

سناریو وقتی اعضا پرسینگ دارن و وقتی ات میخواد ببوستشون لبش زخم میشه

نامجون:واییی ات خوبی؟بذار اون کتاب پانسمان لب و بیارم ببینم چجوری پانسمانش کنم(در هر شرایطی فکر کتابه🤌)

جین:چقدر بامزه شدی🤣یاع یاع (یهو یادش میفته الان لبت زخم شده باید پانسمان کنه)وایییی ات حالت خوبه؟بذار بریم دکتر..نباید جاش بمونه وگرنه دیگه مثل من هندسام نیستیا.ات:🤦‍♀️

یونگی:واییی ات حالت خوبه؟فعلا چسب بزن من یکم بخوابم بعد بریم دکتر..ات:یونگی؟یونگی:خرووووپفف🥱.


جیهوپی:وایییی ات خوبی؟پاشو لباس بپوش بریم دکتر.ات:نمیخواد حالم خوبه.جیهوپ:نه خیرم پاشو بینم...

جیمین:به خاطر این زخمی شدی که دیروز بهم گفتی قدت کوتاهه(غلط کردی)کارما و ببین هه هه..دکترم نمیبرمت ات:😐

تهیونگ:اشکال نداره بابا بزرگ میشی یادت میره..(یاد برادر بزرگترم افتادم)

کوک(یکیه کوک سفارشیه):(دست میزنه به لبت ببینه چقدر پاره شده تحریک میشه😑)کوک:خب ات پماد میزنم برات دیگه نسوزه بعدم به خاطر بی دقتیت تنبیه میشی.ات:میدونم تحریک شدی ولی باید بری حموم..یاد بگیری خودتو کنترل کنی.کوک:باشه پس من میرم حموم.رفت حموم.داد زد :ات حولمو یادم رفت برام بیار.ات:اوکی.ات حولرو برد ولی کوک دست ات و کشید کشوند تو حموم.کوک:که من برم حموم آره؟وقتی تو هستی چرا حموم؟
دیدگاه ها (۰)

سناریو درخواستی

چند پارتی درخواستی

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط