#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨
#پارت_2

-چرا جواب نمیدی جوجه؟

هر چی فح. . ش بود رو بهش گفتم

دوباره بالای گوشیم اعلان اومد..

- هووم منم دوست دارم نظرته؟

بهت زده به گوشی خیره شدم..

استادی که حتی جواب سلام منو نمیداد الان داشت اینطوری باهام حرف میزد؟

نصف دخترای دانشگاه کشته مرده‌ش بودن
اما حتی یه نیم نگاه بهشون نمیکرد اما حالا داشت با من در مورد این چیزا چت میکرد..

به سحر میگفتم نه تنها باور نمیکرد
بلکه تا خود صبح بهم میخندید..

آب دهنمو قورت دادم

و با دست لرزون واسش تایپ کردم..

- سلام استاد اشتباهی به شما پیام دادم..

همون لحظه پیامم سین خورد
تا بخوام بفهمم چیشد یهو گوشیم زنگ خورد

با دیدن اسم استاد زیر ل.ب لعنتی فرستادم..

اگه جواب نمیدادم ضایع بود..

با مکث جواب دادم

- س ... سل

وسط حرفم پرید و غرید
- به کدوم نره خری میخواستی این پیامو بدی؟

چِشمی کج کردم
توی دلم گفتم به عمم..
🫧🦋↜
منتظر پارت بعدی باشین
دیدگاه ها (۰)

وقتی میرین ایران ولی تحر.یک میشه مشتی به بازوش زدم و آهنگ بع...

the first lie

Part ³²ویو لیلی جواب دادم عجب اونوقت پسرا چی کار میکنن ؟!_ ی...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_25🍷🎸پیتزای توی دهنمو...

ازدواج اجباری

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 017"""""""""""""""""""""""""""""""...

طرات _ عشق _ ما _پارت: ۴رفتم داخل اتاقم و دوش ۱۵ دقیقه ای گر...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط