‏واقعاً اسم قشنگی داره. گل «از یادم مبر».🌺

‏واقعاً اسم قشنگی داره. گل «از یادم مبر».🌺

‏داستانشم خیلی قشنگه. پسر باغبون داشته تو باغ کار می‌کرده که پرنسس میاد تو باغ‌. پسر یه دسته از این گلا دستش بود چون علف هرز محسوب میشدن و می‌خواسته بندازتشون دور. پرنسس میره سمتش ازش می پرسه اینا چقدر قشنگن، اسمشون چیه؟ پسر باغبون که از بچگی عاشق پرنسس بوده و قراره به زودی بخاطر ‏مریضی بمیره و دکتر جوابش کرده، دسته گلو میده به پرنسس. تو چشماش نگاه می‌کنه و میگه: فراموشم نکن.
پرنسس اون لحظه متوجه نمیشه ولی بعدا که پسرک فوت میکنه، اون دسته گلو که خشک کرده تو کتابهای سلطنتی می‌ذاره و اسم اون گلو فراموشم مکن ثبت میکنه. چون اسم پسره رو نمی‌دونسته..؛)
دیدگاه ها (۵۰)

بچه ها کپشن مهم درباره ی سناریو ریندو :خب دوستان من سناریو ر...

#دوپارتیجونگین/ا.تP:2بعد از اینکه آسانسور تو طبقه آخر ایستاد...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part²"توصیف در یک جمله:آتش زیر خاکستر"جونگ‌کوک...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁰ویو میکا_____ماشین با...

شکوفه های گیلاس 🌸 🌸 پارت۹🌸🌸ویو راوی*از روزی که دازای توی اژا...

ابلیس

#تکپارتیموضوع:(وقتی مریض شدی)سونگمین/ا.تبا احساس گلو درد و س...

سقوط درخشان یک دیوانهپارا ۱۹ *مروادید*چند ساعت بعد .داداشی ....

★دوست بچگی...p⁵یکسال از ندیدن نامجون می‌گذشت...اولش خیلی سخت...

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط