p۱۵

♣{وقتی هوشیار نبودی}♣

*ا/ت ویو
_خیلی وقت بود بیرون نیومده بودم
+از این به بعد بیشتر میایم بیرون دفعه بعدی میبرمت سینما داره فیلم ..... اکران میشه
_جدی تیزراشو میبینم منتظر فیلمم
+پس میبرمت
_مرسی جونگکوکم
+(لبخند)
رسیدیم شهربازی ولی کسی توش نبود
_جونگکوک چرا کسی توش نیست؟!!
+چون برای یه روز کل شهربازیو رزرو کردم
_جدی یعنی الان هرکاری بخوایم میتونیم بکنیم و هرچی بخوایم میتونیم سوارشیم؟
+اره برو عشق کن
_چشم
دوتاییمون زدیم زیر خنده
رفتیم وسایلارو سوار شدیم تا اینکه شب شدو تصمیم گرفتین اخرین وسیله رو چرخ و فلک سوار شیم
سوار شدیمو رسیدیم به بالای بالا تا اینکه وایساد
_واهایی خیلی اومدیم بالا(ذوق)
+اوهوم
یهو دیدم.جونگکوک لبمو بوسید همراهیش کردم
+میگن وقتی توی چرخ و فلک رسیدی به بالاترین نقطه باید عشق زندگیتو ببوسی
_واقعا
+اوهوم
منم اومدم یه بوسه روی لبای کوک کاشتم
+عاشقتم
_من بیشتر
رفتیم پایین
دیدم کوک جلوم زانو زد و گفت
+عشقم من خیلی دوست دارمو و بدون تو نمیتونم زندگی کنم حاضری بقیه عمرتو با من باشی
از شدت خوشحالی بلند گفتم
_بلههههههه
یهو دیدم شهربازی نورانی شد و گل ریخت رو سرمون و یه گروه اومدن ساز زدن
+پرنسسم افتخار میدین
_چرا که نه
من دستمو روی شونه هاش گذاشتم و اون دستشو روی کمرم داشتیم میرقصیدیم که کوک گفت
+اگه یه روز من یه کار اشتباه کردم چیکار میکنی؟
_منظورت از کار اشتباه چیه؟
+یه کار خیلی اشتباه که زندگیمون نابود بشه
_نمیدونم باید توی موقعیتش قرار بگیرم
+ولی من میدونم تو اگه کار اشتباهی بکنی که نمیکنی مطمئنن میبخشمت
_پرنس جذاب من
(ممنون از حمایتاتون)
ادامه دارد....
شرطا:
۱۷لایک
۱۷ کامنت✨
دیدگاه ها (۲۳)

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده امروز سالگرد رل تو و ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

فیک تهیونگ

پنهان عشق

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.61(روایت از زبان ا.ت)بع...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖+همه خوردن رفتن هرکس ی جایی رفت منم پاشدم رفتم‌توی حیات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط