پارت ۲۰

دلم نمی خواد منتظر بمونید پس میزارم
امدم کامل براتون توضیح بدم
ماجرا اینه که ا.ت توی ۸ سالگی فکر میکرد پدر و مادرش رو کوک کشته و ازش کینه بدل گرفته بود پس تصمیم گرفت از کوک انتقام بگیره پس همه جوره بهش نزدیک شد و کاری کرد کوک دوسش داشته باشه و کم کم ازش سو استفاده کرد و بعدش یه صحنه ی خودکشی از خودش درست کرد و که باعث شد کوکی تا ۱۳ سالگی افسرده بشه اما ا.ت بعد ان همه سال متوجه شد کسی که مادر و پدرش رو کشته پدر کوکه و واقعا نمیدونست که باید چیکار کنه که اینجا پ/ک وارد میشه و از انجایی که می خواد ا.ت و کوک و به جون هم بندازه کاری میکنه که ا.ت به مدرسه ای که کوک توشه بره و کم کم هم دیگرو ببینن و بعدش ا.ت رو بیاره تو عمارت خودش تا تنفر ا.ت و کوک از هم بیشتر بشه و همه این ها به خاطر پول بود به خاطر یه شرط بندی بزرگ اما متاسفانه هیچ وقت به تهیونگ اهمیت نداده بود و هواسش به تهیونگ نبود و مشکل کارشم همین بود تهیونگ کاری کرد که این نقشه ی شوم پ/ک انجام نشه کاری کرد ا.ت از گفتن اینکه از کوک معذرت می خواد و بهش بگه که نمی دونست قاتل مادر و پدرش ان نبود بترسه و کوک و از کار های ا.ت باخبر کرد و کاری کرد که کوک بشه دشمن پدرش کاری کرد کوک بشه مافیا و بزرگ ترین دشمن پدرش و تهیونگ شد تنها کسی که از همه چیز با خبره میشه گفت تهیونگ این وسط تنها کسیه که میتونه همه رو نجات بده کلی بار سنگین رو دوشش بود اما باید این کار هارو میکرد به خاطر بهترین دوستش و البته خواهرش اهوم میدونم تعجب داره و کاملا درسته تهیونگ برادر بزرگه ی ا.ت و هیچ کس از این موضوع با خبر نیست و اینکه اگر یادتون باشه توی پارت های اول درباره ی فراموشی گفتم ا.ت توی پنج سالگی با ماشین پدر و مادرش تصادف کرد و اسیب جدی به سرش وارد شد که تا دوسال به کما رفته بود و باعث شد حافظشو از دست بده و برادرش و فراموش کنه اما مادر و پدر ا.ت هم ادم های خوبی نبودن بلکه تهیونگ و عذاب میدادن پس ته ته تصمیم گرفت همیشه توی سایه ها هواسش به خواهرش باشه و حالا تصمیم گرفته کاری کنه خواهرش قوی بشه درسته همه چیز رو تهیونگ داره درست میکنه یک پسر ۱۱۷ ساله به تنهایی داره این همه کار انجام میده تهیونگ به کوک گفت که کاری کنه ا.ت مافیا بشه و همچنین معشوقه اش چون با کمک هایی که تهیونگ به کوکی کرد الان کوکی یک مافیای خیلی قوی حتی قوی تر از پدرش و هوپی رو از این ماجرا ها باخبر کرد تا مواظب خواهرش باشه و بطور غیر مستقیم نقشه اش رو پیش ببره و حالا توضیحات تمومه بریم توی زمان حال
″ویو کوک″
توی عمارت اتاق ا.ت رو بهش نشون دادم و سریع رف گرفت خوابید اما اینجا یه چیزی میلنگه ا.ت چرا باید برای تهیونگ مهم باشه؟چرا می خواد مافیا بشه؟چرا می خواد عشق من بشه البته خودمم میخوام
دیدگاه ها (۲۱)

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی جونگ کوک

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

فاصله یک لبخند تا جنون

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط