مافیاهای نیمه شب

part:15
ویو ا.ت
اجوما طوری بم نگا کرد ک انگار خر خدتی
*پرش زمانی ب شب*
داشتم شام میخوردم ک ته اومد و نشس چپ چپ عین بزا (بز خودتیو و جدآبادت) نگا میکرد با دهن پر گفتم
+هوم؟ چیع عین بزا نگام میکنی؟ مگ آدم ندیدی؟
اجوما زد ب پهلوم بر گشتم ب اجوما گفتم
+خب راس میگم عین بزا نگام میکنع
_ بز منم؟
+منظور؟ (با دهن پر)
_ی بزی نشونت بدم
+هوم؟ (ناباور)
بلن شد اومد طرفم غذامو از دسم گرف
+هعی چیکار میکنی عاقا بزع دارم کوف میکنم غذامو بدههههههه
_میخوام بت بز نشون بدم
+ن نموخام
همین جور ک داش ب زور بلندم میکرد گف
_ک نموخای
+ولم کننننن
بزور منو برد ت اتاقش و نشون رو مبل
+اه روانی چتع؟
_چیع عین صگ پاچع میگیری؟
+من گشنمهههههه
_خفع شو ی کاری میخام برام انجام بدی
+چی؟
لبخند شیطانی زد و گف
_ت ک وکیلی پس راحت تر از من میتونی ی اسنادی ک بت میگمو ت ادارع پلیس بدس بیاری
پشمام هرچی داشتمو نداشتم ریخ ی...ینی چی من بیام ب همکارام و از همع مهم تر ب وطنم خیانت کنم؟
_فقد فک فرار ب سرت نزنع(عصبانی)
+فرار ب درک من عمرا ی همچین کاریو انجام بدم
_انجام نمیدی؟
+نچ
_اشکال ندارع وقدی ی بلایی سر خانوادت بیارم خدت ازم التماس میکنی ک انجام بدی (حالت آروم)
چییییییی تهدید میکنههههه
+از آدمایی ک از نقطع ضعف بقیع استفادع میکنن متنفرم
_باش پس من...
+نننن انجام میدم
شیطانی خندید
دیدگاه ها (۱۲)

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

مافیاهای نیمه شبPart:10ویو تهیونگشام ک رسید اجوما رو فرستادم...

دوپارتی از موچی:/

فیک پلیر پارت 5"Palyer"توی راه بودیم و چشم ب خونه های اطراف ...

part:4@صبحانه ارباب و ادمادع کنی غذا درست کنی ظرفارو بشوری ....

ℙ𝕒𝕣𝕥 𝟜

سناریو^^

ادامه پارت دوویو سوجون ک ا.ت صدام کرد+:سوجون.◇:هوم+:گشنمهب س...

هوم ب منای واقعی میتونم بگم ریدم ت ای زندگی😅🥀خدتونو با جمله ...

#ازدواج_اجباری#پارت۲+کادو رو دادم و حرکت کردم ک یهو دستی رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط