انیا تب کرده بود و اصلا وضعیت خوبی نداشت دامیانم همش پیشش
انیا تب کرده بود و اصلا وضعیت خوبی نداشت دامیانم همش پیشش بود و اروم و قرار نداشت انیا یهو همه اتفاق ها تو ذهنش تکرار میشد و شوک قلبی بهش وارد شد و مرد
(اره نمرد)
شوک قلبی بهش وارد شد و دامیان فهمید دکتر خبر کرد دکتر اومد معاینش کرد و گف طبیعی اینا دو شب دیگه درست میشه
(بریم پیش مانیا بنده خدا)
بکی کنار مانیا بود و استرس داشت
بکی گفت:امیل(بچه ها یادم نمیاد کدوم بودن اسماشون شبیه همن😂)بعد امیل خیلی موهاش خوشگل تره مث دامیانه و خوثلللللل
امیل:....
بکی:اوهوووو
امیل:ها؟ها بله
بکی:نگران نباش خوب میشه
امیل:میگم
بکی:هاه
امیل:منو دوست داره؟
بکی:کی؟اها اره(نه😂)ولی نترسید یک کاریش میکنم
امیل:ولی اینطوری نی
بکی:من میرم پیش انیا،تو پیشش باش قطعا دوست داره(نح😑)
رفت و ...
چیه داث؟
هاااااا؟
خیل خوب برو پارت بعد الان میزارم
میگم الان میزارم
😑
ناموسا اومدی؟
بابا باربکلااااااا
(اره نمرد)
شوک قلبی بهش وارد شد و دامیان فهمید دکتر خبر کرد دکتر اومد معاینش کرد و گف طبیعی اینا دو شب دیگه درست میشه
(بریم پیش مانیا بنده خدا)
بکی کنار مانیا بود و استرس داشت
بکی گفت:امیل(بچه ها یادم نمیاد کدوم بودن اسماشون شبیه همن😂)بعد امیل خیلی موهاش خوشگل تره مث دامیانه و خوثلللللل
امیل:....
بکی:اوهوووو
امیل:ها؟ها بله
بکی:نگران نباش خوب میشه
امیل:میگم
بکی:هاه
امیل:منو دوست داره؟
بکی:کی؟اها اره(نه😂)ولی نترسید یک کاریش میکنم
امیل:ولی اینطوری نی
بکی:من میرم پیش انیا،تو پیشش باش قطعا دوست داره(نح😑)
رفت و ...
چیه داث؟
هاااااا؟
خیل خوب برو پارت بعد الان میزارم
میگم الان میزارم
😑
ناموسا اومدی؟
بابا باربکلااااااا
- ۷۹
- ۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط