{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوان عابدی هنگام مرگ ، خانواده خود را دید که گرد او حلقه

جوان عابدی هنگام مرگ ، خانواده خود را دید که گرد او حلقه زده اند و گریه می کنند. پس رو به پدرش کرد و گفت: ای پدر، چرا گریه می کنی ؟
گفت: پسرم فراق تو و تنهائی خود را بیاد می آورم اشک از دیدگانم جاری می شود. خطاب به مادرش گفت : مادرم ،تو چرا گریه می کنی ؟
گفت: گریه من به خاطر غم فقدان تو است. عمری من و پدرت زحمت کشیدیم که عصای دوران پیری ما باشی، اکنون از میان ما می روی و ما را تنها می گذاری .
پس به همسرش گفت : چه چیزی ترا به گریه وا داشته است؟ گفت : اینکه نیکی ترا از دست می دهم و به غیر تو نیازمند می شوم. آنگاه از فرزندانش پرسید: شما چرا می گریید؟
گفتند: به خاطر یتیمی و خواری پس از تو. پس جوان عابد به آنان نگریست و گریست. خانواده اش پرسیدند: تو چرا گریه می کنی ؟
پاسخ داد: شما برای خودتان می گریید، من هم بر خود می گریم. آیا چه کسی برای سفر طولانی که در پیش دارم می گرید؟ چه کسی به خاطر کمی زاد و توشه من اشک می ریزد؟ چه کسی برای من در آن خانه خاکی و تنگ و تاریک قبر گریان است ؟ چه کسی برای بدی اعمال و سوء حساب من می نالد؟
آیا در میان شما که عزیزترین افراد نسبت به من هستید، و من نیز عزیزترین افراد نسبت به شما هستم ، کسی هست که برای وقوف من در مقابل پروردگار برای رسیدگی اعمال بگرید؟
این بگفت ، و آهی جانکاه کشید و بمرد. 1
دیدگاه ها (۲۶)

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتادامه ی پارت قبلی.... اون سرش...

یه نفر هم که پیدا میشه تو تلویزیون یه تشر به اوضاع افتضاح بر...

قسمت ۸(بخش دو)

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وپنجم | پدرصدای قدم‌ها از بیرون نزدیک‌تر...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۴

امروز تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ا...

فردا تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ای...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط