Part:4

Part:4
بابا:ا/ت میخوای بریم خونه ببینیم برات که آخر هفته بری
ا/ت:آره بریم
با بابام رفتیم تو ماشین. راه افتادیم به سمت املاکی که دوست بابامه. که بابام گفت.
بابا:چرا تو فکری؟
ا/ت:بابا یه سوال بپرسم
بابا:بپرس
ا/ت:بابا او پسره که باهاش جلسه داشتی کی بود
بابا:اها اون پسره یکی از شرکت های معتبر ساخت و سازه چطور؟ مگه میشناسیش؟
ا/ت:نه البته آره با آبجیش تو مدرسه آشنا شدم
بابا:اها
بعدش دیگه هیچ حرفی نزدیم تا به املاکی و یه خونه انتخاب کردیم و برگشتیم خونه.
فردا:
از خواب بلند شدم رفتم کار هامو کردم یونیفرم مدرسه ام رو پوشیدم رفتم پایین.
ا/ت:بابا بابا
بابا:بله
ا/ت:صبحانه حاضره؟
بابا:اره بیا بخور بعد سرویس منتظرته
ا/ت:باشه راستی ماریا کو؟
بابا:رفته خرید برای تولد دوستش
ا/ت:اها باشه فعلا
رفتم دم در دیدم سرویس اومده رفتم سوار شدم رسیدم رفتم کلاس نشستم بلافاصله معلم اومد داشت حضور غیاب میکرد که گفت.
معلم :ماریا
یه پسره گفت:غایبه
از من پرسید:ا/ت چرا خواهرت غایبه
ا/ت:رفته خرید
معلم :اها
بعد کلاس رو شروع کرد.
زنگ تفریح:
منتظر لیلی بودم که دیدم لیلی با عصبانیت اومد بیرون و رفت سمت آبخوری منم رفتم و پشت سرش وایستادم کارش تموم شد گفتم:حالت خوبه؟
لیلی:نه اصلا
ا/ت:چرا
لیلی:چون.....


ادامه دارد......

5تا لایک
حمایت یادتون نره.
دیدگاه ها (۴)

پنهان عشق

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 1)

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط