ازدواج از روی اجبار۲ پارت ۲۲

💥*«ازدواج از روی اجبار۲ »*💥
گنجینه جا مانده در تاریکی 🪄
نگهبان:قربان راستش جناب کیمو‌ برای نجات مادرشون و پدرشون خودشونو قربانی کردن
ا.ت:قربانی کردن ؟یعنی چی؟یعنی داداشم پر؟مرد؟(بغض)
نگهبان:نه نه نمرده فقط خودشو به جای مادر و پدرتون اسیر کرده
م.ت:دخترم خوبی؟هیول ، ا.ت هر دو سالمین؟
پ.ت:دخترا حالتون خوبه
هیول:مامان ، بابا شما خودتون خوبید
ا.ت:شما رو به راحتی اونجا نگه داشتن یا اذیتتون کردن؟
جونگ هوانگ : نمیخواید بیاد تو نه؟
کانگ:جونگ هوانگ ؟ تو اینجا چیکار میکنی؟ پسر خیلی وقته ندیدمت
کوک : خوب فرمانده N فرماندهN که میکردین اینه
نویسنده:کوک و بقیه رفتن داخل عمارت
_______________نکته در باره جونگ هوانگ ______________
جونگ هوانگ فقط در حد یه دوست قدیمی هست که قبلاً باند کانگ و باند آ.ت باهاش همکاری داشت و حالا شده فرمانده باند کوک و یه مافیای رده متوسط هست اما فرماندهیش رو دست نداره ، خانواده نداره(زن و بچه منظورمه) سنش هم ۲۶ هستش مادرش و پدرش هم توی یکی از روستا های بوسان زندگی میکنن وضعیت مالی خوبی هم داره،همچین خوشگل مشگل هم هستش (کسی کیس مناسب سراغ داره بگه بریم براش خواستگاری)
_______________________نکته_______________________
نویسنده: رفتن توی حال نشستن شروع کردن به تحلیل کردن وضعیت و نقشه ریختن
ا.ت:خوب از وضعیت برادر بیچاره من بگو
جونگ(جونگ هوانگ و می‌نویسم جونگ):خوب اون امروز اومد اینجا گفت میخواد بره پدر و مادرش رو آزاد کنه منم گفتم چجوری که گفت خودش می‌ره و بجای گروگان خودشو معرفی می‌کنه تا پدر و مادرش رو ازاد کنن گفت تو منتظر پدر و مادرم بمون تا ازشون محافظت کنی منم کلی اصرار کردم که نرو بهشون حمله میکنیم تا اونا رو آزاد کنن ولی زیر بار نرفت بهش گفتم اگه الان بره اونو خیلی شکنجه میکنن تا نقشه رو لو بده گفتم که ریسکه ولی رفت
جیمین: اون خیلی کله شقه از دست این پسر من موندم چه کنم
نامی: عجب اوضاعی شده
جونگ:ببخشید که خودمو معرفی نکردم و اینکه بیاید اول خودمونو قشنگ معرفی کنیم
کوک: خوب درسته منو که میشناسی اول از خودت شروع کن قشنگ همه زندگیتو بریز وسط
جونگ: اوکی ،خوب من جو جونگ هوانگ هستم ملقب به شیطان خون ، مادر و پدرم توی بوسان هستن ، خودم تنها اینجام ، چند وقت با باند آ.ت و کانگ همکاری داشتم که بعدش با کوک آشنا شدم و باند منو اون به طور کلی یکی شد و هر دو فرمانده شدیم البته که رییس اونه ، خوشبختم از دیدن شما ، راستی یه خواهر کوچیک تر هم دارم که ۲۰ سالشه و من خودم هم ۲۶ سالمه
چویول: آفرین منم که میشناسی (خنده)
جیمین: منم میشناسی دیگه؟
جونگ:چطور برادر کوک و نشناسم؟
هوپی: وایسین اول من معرفی های لازمه رو میکنم بعد خودتون تکمیل کنین
سول: راست میگه اول هوپی معرفی کنه بهتره
کانگ: الان همه رو می‌بره زیر سوال
جین: هر کار میکنی لقب ها رو نگو
هوپی: خوب بزارید از بزرگترین شروع کنم
جین: نهههههههههه
هوپی: ساکت شو‌وو ، آهم آهم خوب
نفر اول :چویول ، ملقب به هیچی
لقب طنز:چولنگو
لقب مافیایی: نیمدونم ولی میخوره کله خراب
خوب حالا خودت بگو
چویول: خیلی ممنون بقیه رو خودش می‌دونه دیگه
هوپی:( نگاه ترسناک )
چویول: باشه باشه من چویول هستم ۳۰ سال( سن چویول رو گفته بودم؟)زن و بچه دارم و دست راست و رفیق کوک هستم
هوپی: خوب میریم سر وقت بعدی به ترتیب نمیگم همین جوری بگین بره
بعدی کیم سوک جین
ملقب:ورلد واید هندسام ،شتر
لقب طنز:سوسکی بلا
لقب جدی: سوک بنگ
جین: من شترم؟من لامام
هوپی: خوب اونم نوعی شتره
جین : خوب سلام من جینم از دیدنت خوشحالم جونگ،‌ ۲۵ سالم هستش ، مجردم
هوپی: بعدی
خوب این کیم ته یونگ هستش
لقب:وی،ببر ، ته ته
لقب طنز:وینکی
لقب مافیایی:ببر سفید
ته : سلام جونگ من وی پسر خوبم از دیدنت خوب در واقع حسی ندارم هوووم من ۲۱ سالمه و مجردم
هوپی: ای جان همه سینگل خوب میریم برای بعدی وااااااو پلنگ باشه ؟
جین: نه بابا گربس
هوپ : خوب مین یون گی
لقب:شوگا، آگوست دی، پیشی
لقب طنز:پیشول دی
لقب مافیایی :پنجه سیاه
شوگا:خوب سلام من یونگی هستم میتونی شوگا صدام کنی خلاصه بگم ۲۴ سالمه مجرد هم هستم بقیه چیزا بهت مربوط نیست
ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

تکپارتی جونگ کوک

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

پارت ۵۵╭─────────────── 🦋 ───────────────╮✦ پارت بعد | مربی ...

{مافیایی برای من }پارت:۱۱+هی بیب بیا بریم بیرون_انیا چی؟+اون...

ددی خون آشام من

سناریو کنما تک پارتی

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط