{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پادشاهی درویشی رابه زندان

پادشاهی درویشی رابه زندان
انداخت،نیمه شب خواب دید
که بیگناه است و اوراآزادکرد
پادشاه گفت حاجتی بخواه !
درویش گفت:وقتی خدایی
دارم که نیمشب تو را بیدار
کرده تامرا رها کنی، نامردی
است کز دیگری حاجت خواهم
دیدگاه ها (۳)

پادشاهی درویشی رابه زندان انداختنیمه شب خواب دید که بیگناه ا...

تکپارتی تهیونگ

ادامه سناریو

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 39جونگکوک کمی جلوتر ...

🦢 پارت دوازدهم | اولین هشدارلیانا هنوز کارت را در دستش نگه د...

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

....پارت شونزهم....

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:3سرعتت رو بالا ب...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداختنیمه شب خواب دید که بیگناه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط