#چند_پارتی

#چند_پارتی
از کوک🫶

(پارت 2 )

رفتم اماده شدم تا رزی بالاخره اومد حرکت کردیم رفتیم بار...
شروع کردیم یکم نوشیدن و خوردن
دوباره حالم داشت بد میشد...
ات : رزی دوباره حالم بهم میخوره
رزی : میدونستم واسه همین تو راه دوتا بیبی چک گرفتم واست ک قشنگ مطمعن شی
ات: دیوونه
بیبی چکارو از رزی گرفتم رفتم تو دستشویی چند دقیقه دورش بودم ک با ترس میخواستم نتیجه رو ببینم... برگام دوتا خط داره من باردارم.... نهههه کوک خدا بگم چکارت کنه
برگشتم پیش رزی

رزی : چیشد
ات : راست میگفتی...
رزی : واقعااااا عالیعععع بوسسسسسس بیا بریم برقصیم دیگ ننوش ک بچه اذیت میشه
ات : کوفت

ویو کوک :
دو هفته ای هست از ات دورم دلم واسش تنگ شده بالاخره رسیدم خونه
زنگ زدم کسی درو باز نکرد رفتم توخونه دیدم ات نیست یعنی این وقت شب کجاست
زنگ زدم اما جواب گوشیشو نمیده به رزی زنگ زدم اونم جوابی نداد پس ب دوست پسر رزی زنگ زدم (سوک)
کوک : سلام سوک میگم میدونی ات کجاس گوشیشو جواب نمیده رزی هم همینطور
سوک : رفتن بار
کوک : چییییییییی ادرسو بده

سوک ادرس رو داد با تمام سرعت رفتم سمت بار...توی شلوغی دنبال ات گشتم .. وای نه
ویو ات

دیگ از رقصیدن خسته شده بودم رزی رفته بود دستشویی و یکم دارو واسه خماری بگیره ب من گفت بشینم منتظرش
یهو ی پسر اومد نزدیکم
پسره: خوشگل خانم تنهایی ک
ات : ولم کن ک اصلا حوصله ندارم
پسره : منک چیزی نگفتم منم تنهام بیا یکم بنوشیم
ات: من دوست پسر دارم مزاحمم نشو
پسره : چکار اون دارم میگم فقط بنوشیم اقا دو لیوان ابجو بده
ات : خیلی خب فقط همین
ازش خوردم.....

ویو کوک: دیدم داره با ی پسره خوش و بش میکنه پسره هم دستشو انداخته بود رو شون ات
عصبی رفتم سمتش پسره رو پس زدم
با عصبانیت ب ات نگا کردم
ات : کوک تو کی اومدی چرا نگفتی
دستم ناخوداگاه بلند شد و زدم تو گوشش
کوک : چیه جا خوردی اگ نمیومدم میخواستی بیشتر هرزه بازی دربیاری
ات : تو ک منو میشناختی (بغض)
ویو ات: پسره شروع کرد حرف زدن منم یکم باهاش حرف زدم ی چن تا جک گفت خندیدم ولی یهو دستشو گذاشت رو شونم عصبی ازش خواستم دستشو ورداره ولی ی دفعه کوک رو دیدم خوشحال بودم ولی جا خوردم ..
کوک شروع کرد به داد زدن یهو سوزشی روی گونم حس کردم اونک منو میشناسه چرا فکر میکنه بهش خیانت کردم... با گریه از اونجا زدم بیرون

#سناریو #جین #شوگا #جیمین #نامجون #وی #کوک #جیهوپ #بی_تی_اس#ارمی #کیپاپ #کیپاپر #کره

#South_Korea #Army #Love
#Taehyung #Jin #JHop #Jimin #Kook #Namjoon #Shuga #BTS #Kpop #clip #music_video #music #life #hope #peace #humor
دیدگاه ها (۰)

رین بخواد خودکشی کنه*ویو ا.ت*یروز خیلی بد رو شروع کردمبا رین...

تو پارک بودم،ديدم ي پسره دستاشو گرفته سمت آسمون دلم سوخت،فک ...

به زیباییه مشکی

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

وقتی درسش بد بود و..

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟- #ParT_13 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سمت ...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔ویو آنیا بیدار شدم ساعت 1 ظهر بودددداین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط